بی بی سی نیوز
پایگاه خبری بی بی سی نیوز خراسان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ در13/10/2011 طراحی شده است
پایگاه خبری بی بی سی نیوز با افتخار اعلام میکند ما شعارمان اخباری متفاوت است.
برای دیدن اخبار فقط یک کلیک فاصله است.بی بی سی نیوز احوالی خوش برایتان ارزو مند است.سیت از واشنگتن اپدیت میشود.
با تشکر
سجاد رضایی

مدیر وبلاگ :سجاد رضایی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
از این وبلاگ راضی هستید؟؟




خانه «موتسارت» موزه ادوات موسیقی و لوازم شخصی این آهنگساز شده است و درآمدزایی قابل توجهی دارد. حال اگر بخواهیم خانه نیمه‌مخروبه نایب اسدالله اصفهانی را با خانه «موتسارت» و «بتهوون» مقایسه کنیم، می‌توان وضعیت آن را بسیار اسفناک دانست.

خانه نایب اسدالله، نوازنده نامدار نی در دوره ناصری در وضعیتی اسفناک و نامناسب قرار دارد و نهادهای مسئول به آن بی‌توجهند.

ایسنا در گزارشی که از این بنا در شهر اصفهان داده است، نسبت به بی‌اعتنایی مسئولان و مدیران میراث فرهنگی به این بنای تاریخی و ثبت شده انتقاد کرد.

بنایی که سال‌ها صدای پرطنین ساز «پدر نی ایران» در میان دیوارهای آن به اوج می‌رسید، حالا در تنهایی هر روز فرسوده‌تر می‌شود.

خانه نایب اسدالله اصفهانی پدر نی ایران در خیابان چهارباغ خواجو و نزدیک «مکینه خواجو» در حالی هر روز بیشتر آسیب می‌بیند که مالک آن به این بنای تاریخی بی‌توجه است و تیرآهن‌های حائل‌شده روی کمر دیوارها، تنها محافظ این بنای باارزش و تاریخی‌اند.

سخنگوی ائتلاف ملی حامیان میراث فرهنگی درباره‌ی وضعیت این خانه، به خبرنگار ایسنا توضیح داد: این خانه از سال‌ها پیش در تملک بانک سپه اصفهان بود، تا این‌که درپی بی‌توجهی مالک، با تلاش تعدادی از دوستداران میراث فرهنگی اصفهان، در سال 1381 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید،. این در حالی است که بعد از 10 سال، اکنون بخش‌های زیادی از این بنا در حال تخریب است و حتا کاهگل و بخشی از دیوارهای آن فروریخته است.

علیرضا روحانی ادامه داد: در سال‌های گذشته، تعدادی از دوست‌داران میراث فرهنگی با اشاره به ظرفیت‌های این بنای ارزشمند و فرهنگی، پیشنهاد تبدیل کردن آن به موزه موسیقی اصفهان یا ساخت تندیس نایب اسدالله اصفهانی را مطرح کردند تا شخصیت پدر نی ایران ناشناخته نماند.

 وی با بیان این‌که هیچ رسیدگی‌ای از سوی بانک سپه یا اداره‌ی میراث فرهنگی اصفهان به این خانه تاریخی نمی‌شود، اظهار کرد: هرچند این بنای قاجاری، معماری یا تزیینات خاصی ندارد، ولی به‌دلیل سکونت استاد نایب اسدالله اصفهانی به‌عنوان پدر نی ایران در این خانه، باید به آن رسیدگی کرد. این بنا را با خانه موزه‌ی «موتسارت» در اتریش و خانه موزه «بتهوون» در شهر بن آلمان می‌توان مقایسه کرد.

او اضافه کرد: خانه «موتسارت» موزه ادوات موسیقی و لوازم شخصی این آهنگساز شده است و درآمدزایی قابل توجهی دارد. حال اگر بخواهیم خانه نیمه‌مخروبه نایب اسدالله اصفهانی را با خانه «موتسارت» و «بتهوون» مقایسه کنیم، می‌توان وضعیت آن را بسیار اسفناک دانست.



نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : خرابی، ویرانی، خانه، پدر، نی نوازی، ایران،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1391
پدر دوبله‌ی ایران درگذشت
استاد علی كسمایی كه از هفته‌ی پیش شرایط جسمی‌اش به‌دلیل كهولت سن وخیم شده بود، ساعتی پیش در خانه‌اش دار فانی را وداع گفت.

علی كسمایی كه از هفته‌ی پیش شرایط جسمی‌اش به‌دلیل كهولت سن وخیم شده بود، ساعتی پیش در خانه‌اش دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع این هنرمند پنج‌شنبه (هشتم تیرماه) ساعت 9:30 از مقابل تالار وحدت برگزار می‌شود.

علی كسمایی كه در بیست‌وهشتمین جشنواره‌ی فیلم فجر مورد تقدیر قرار گرفت، متولد 1294 و فارغ‌التحصیل رشته‌ی اقتصاد از دانشگاه تهران است. او از سال 1329 فعالیتش را در زمینه‌ی دوبله آغاز كرد و برای نخستین‌بار در سال 1333 به‌عنوان سرپرست گویندگان فیلم «شاهزاده‌ی روباهان» را دوبله كرد.

او كه به‌عنوان «پدر دوبله ایران» معروف است، سرپرستی دوبلاژ «شازده احتجاب»، «شطرنج باد»، «ملكوت»، «هجرت»،‌ «پرواز در شب»، «هزاردستان»، «سربداران»، «آخرین پرواز»، «این خانه دور است»، «سال‌های جوانی»، «اتاق یك»، «حكایت آن مرد خوشبخت»، «كمیته‌ی مجازات» و «هور در آتش» و فیلم‌های خارجی «دكتر ژیواگو»، «بانوی زیبای من»، «آوای موسیقی» و «هملت» را در كارنامه‌ی هنری‌اش ثبت كرده است.

به شواهد و تاریخ، بسیاری از مدیران دوبلاژ و گویندگان مطرح كه هم‌اكنون مشغول كار هستند، از شاگردان این هنرمند پیش‌كسوت محسوب می‌شوند، چنان‌كه ابوالحسن تهامی‌نژاد ـ از دوبلوران پیش‌كسوت ـ درباره‌ی كسمایی گفته بود: «كسمایی استاد همه‌ی ماست و ما دوبله را با ایشان شروع كردیم. آقای كسمایی در همه‌ی ما تأثیر داشته و فیلم‌های خیلی خوبی را دوبله كرده است، كه به‌خوبی آن‌ها را می‌فهمیده و می‌دانسته چه كاری باید انجام دهد.»




نوع مطلب : هنر وسینما، 
برچسب ها : پدر، دوبله‌، ایران، درگذشت، علی كسمایی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه هفتم تیرماه سال 1391
پدر معتاد، دختر شیشه‌ای اش را با کمربند کشت
پدری که دخترش را به دلیل مصرف شیشه به قتل رسانده است در دفاعیاتش گفت، خودش هم سال‌ها اعتیاد داشت و نمی‌توانست شاهد اعتیاد و از بین رفتن فرزندش باشد.
بی بی سی به نقل از روزنامه شرق:این پدر پنج ماه قبل دختر 24 ساله‌اش را با کمربند خفه و بعد اعضای خانواده‌اش را با خبر کرد. در ابتدای جلسه محاکمه این متهم که صبح دیروز برگزار شد سیدرضایی، نماینده دادستان تهران در توضیح کیفرخواست گفت: 24 مرداد به پلیس خبر دادند دختری جوان به نام لاله به دست پدرش کشته ‌شده‌ است. تحقیقات پلیس نشان داد قاتل لاله، پدرش است.
نماینده دادستان تهران در ادامه گفت: با توجه به مدارک به دست آمده و از آنجا که مادر مقتول به‌عنوان تنها ولی‌دم اعلام رضایت کرده‌است درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه مادر مقتول در جایگاه حاضر شد. او که در تمام مدت گریه می‌کرد، گفت: دخترم خیلی سرکش بود، خیلی ما را اذیت می‌کرد البته من باور دارم شوهرم او را به عمد نکشت چون او را خیلی دوست داشت. از وقتی دخترم معتاد شده‌بود همه اعضای خانواده عذاب می‌کشیدند. او با پسری رابطه داشت و با هم مواد می‌کشیدند. یکی از دختران فامیل اعتیاد داشت و شوهرم او را برای ترک برده بود. از وقتی حال آن دختر را دیده بود می‌گفت می‌ترسم لاله هم مثل او شود.

این زن ادامه‌ داد: من رضایت دادم چون می‌دانم شوهرم از روی عمد این کار را نکرده است. از دادگاه هم درخواست دارم با توجه به اینکه من و دختر کوچکم تنها هستیم حکمی بدهد که ما عذاب نکشیم.
سپس خواهر بزرگ مقتول صحبت کرد. او گفت: لاله مدتی قبل از مرگش از خانه من دزدی کرده بود، او انگشتر شوهرم را دزدیده بود. هرچه گفتیم آن را پس بده زیر بار نرفت و گفت دزدی کار او نیست، در حالی‌که روبه‌روی خانه ما یک شرکت است که دوربین مدار بسته دارد و ما فیلم آن را دیدیم و شوهرم آن را به دادگاه هم ارایه داد البته شوهرم مدتی صبر کرد تا لاله انگشتر را پس دهد وقتی دید او حاضر نیست دزدی را قبول کند، شکایت کرد.
در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: من اتهام قتل را قبول دارم. لاله دخترم به دست من کشته شد اما قصدی در قتلش نداشتم.

او در توضیح آنچه اتفاق افتاده‌بود گفت: مدتی بود می‌دانستم دخترم معتاد شده است. خودش کار می‌کرد و پول توجیبی‌ هم می‌گرفت و همه آن را خرج مواد خودش و یک پسر می‌کرد. چندبار به او گفتم دست از این کار بردار اما زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت اعتیاد ندارد. کار به جایی رسیده‌بود که از خانه خواهرش هم دزدی می‌کرد و آبروی ما را همه جا برده بود. او انگشتر دامادم را دزدیده و آن را به پسر مورد علاقه‌اش داده بود تا بفروشد و با هم مواد بکشند. بارها به لاله گفتم بیا برویم انگشتر را پس بگیریم و از آن پسر شکایت کنیم اما جواب می‌داد آدرس آن پسر را ندارد. هرچه می‌گفتم او تو را گول زده و این زندگی عاقبت ندارد، قبول نمی‌کرد.
متهم ادامه داد: «لاله همه را کلافه کرده‌ و آبرویمان را همه جا برده‌بود. تا اینکه روز حادثه کنترلم را از دست دادم و دیگر نتوانستم بر خودم مسلط شوم. آن روز داشت از خانه بیرون می‌رفت من در حمام بودم و می‌خواستم دوش بگیرم، دیدم دارد لباس می‌پوشد. پرسیدم کجا می‌روی گفت با دوستانم قرار دارم، گفتم نباید بیرون بروی چون می‌دانم می‌خواهی شیشه بکشی، جواب داد که هرکاری دوست داشته باشد، انجام می‌دهد. از حمام بیرون رفتم و او را در پاگرد گرفتم و به خانه بردم. گفتم اجازه نمی‌دهم بروی، خواست فرار کند. کمربند را برداشتم و دنبالش کردم با کمربند زدمش. گفت 100روز هم من را در این خانه نگه‌داری باز هم فرار می‌کنم و می‌روم. دیگر نتوانستم تحمل کنم، کمربند را دور گردنش انداختم و فشار دادم. گفتم لاله باز هم از خانه بیرون می‌روی؟ جواب نداد. کمربند را رها کردم چند بار صدایش کردم. جواب نداد. دیدم نفس نمی‌کشد. دخترم مرده بود. حال بدی داشتم. هیچ پدری نمی‌تواند دست به چنین کاری بزند، من واقعا از خود بی‌خود شده بودم.
متهم در ادامه گفت: وقتی دیدم دخترم مرده و کاری از دستم بر نمی‌آید به خواهرم و برادران همسرم تلفن زدم و موضوع را گفتم و بعد هم بازداشت شدم.
در این هنگام قاضی همتیار- رییس شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران- به 10 فقره سابقه متهم که همگی در رابطه با اعتیاد به هرویین بود، اشاره کرد و گفت: تو خودت اعتیاد داشتی چطور از دخترت می‌خواستی اعتیادش را ترک کند؟

متهم جواب داد: هشت سال است که اعتیادم را ترک کرده‌ام. من راننده کامیون بودم و برای اینکه بتوانم شب‌ها رانندگی کنم، مواد مصرف می‌کردم، بیشتر هم تریاک استفاده می‌کردم. بعد از سال‌ها اعتیاد بالاخره ترک کردم. چون خودم مواد مصرف کرده بودم می‌دانستم چقدر بدبختی دارد و نمی‌خواستم دخترم در این بدبختی گرفتار شود. او از دوران نوجوانی سرکشی می‌کرد، ترک تحصیل کرد و گفت می‌خواهد کار کند و بعد به سمت موادمخدر رفت.
در ادامه وکیل‌مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و از دادگاه خواست به علت اینکه انگیزه مقتول شرافتمندانه است، او را از اتهام قتل عمد تبرئه کنند. سپس متهم برای بیان آخرین دفاعیاتش در جایگاه حاضر شد و گفت: دختری دارم که دانشجوست و همسرم هم تنهاست برای اینکه آنها بی‌سرپرست نشوند، درخواست دارم در حکمم تخفیف بدهید.

 بنابر این گزارش بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

 




نوع مطلب : حوادث، 
برچسب ها : پدر، معتاد، دختر، شیشه‌ای، کمربند، کشت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه بیست و یکم دیماه سال 1390





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات