تبلیغات
بی بی سی نیوز - مطالب ابر عشق
بی بی سی نیوز
پایگاه خبری بی بی سی نیوز خراسان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ در13/10/2011 طراحی شده است
پایگاه خبری بی بی سی نیوز با افتخار اعلام میکند ما شعارمان اخباری متفاوت است.
برای دیدن اخبار فقط یک کلیک فاصله است.بی بی سی نیوز احوالی خوش برایتان ارزو مند است.سیت از واشنگتن اپدیت میشود.
با تشکر
سجاد رضایی

مدیر وبلاگ :سجاد رضایی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
از این وبلاگ راضی هستید؟؟




 مجیدی‌: به عشق هواداران تا ۴۰ سالگی بازی می‌کنم/ خیلی‌ها به من گفتند برنگرد، می‌خواهند خرابت کنند
کاپیتان محبوب آبی ها می گوید بازگشتش به استقلال تصمیمی کاملا احساسی بوده است.

خبرآنلاین:فرهاد مجیدی، کاپیتان استقلال، محبوب طرفداران و شماره هفت آبی‌ها. او با حضور دوباره، باعث شد تا استقلال محبوبیت بیشتری نزد هواداران پیدا کند. فرهاد نیم‌فصل بیرون مانده و سرانجام دوباره به تیم محبوبش بازگشت. وقتی در این‌باره از او می‌پرسیم، می‌گوید به عشق هواداران دوباره پیراهن استقلال را پوشید اما نکته مهم مصاحبه این جمله اوست‌: «شاید به عشق این هواداران تا 40 سالگی هم فوتبال بازی کنم.» مجیدی بعد از مدتی سکوت، در گفت‌وگو باخبرورزشی سکوت خود را می‌شکند و به بخشی از سؤالات ما پاسخ می‌دهد. مابقی سؤالات نیز ماند برای یک دیدار و گفت‌وگوی حضوری.
*چرا دوباره به استقلال بازگشتی. حقیقتاً کسی پیش‌بینی نمی‌کرد دوباره این اتفاق بیفتد ولی تو آمدی.
اول همه باید بگویم در این مدت زیاد از قول من مصاحبه کار شده ولی من با هیچ‌کس صحبت نکرده‌ام. یک بار در زمان عقد قرارداد حرف زدم و یک بار هم بعد از بازی استقلال. پاسخ سؤالی که پرسیدید، خیلی روشن است. از کودک هفت، هشت ساله گرفته تا آدم‌‌های جوان و مسن که جای پدرم بودند، از من خواستند که دوباره به استقلال برگردم. من باید یک تصمیم مهم می‌گرفتم و در آن شرایط تصمیم گرفتم به چیزی که دلم می‌گوید، گوش کنم. به خاطر علاقه‌ای که داشتم و به خاطر این هواداران تصمیم گرفتم برگردم و دوباره در خدمت استقلال و طرفدارانش باشم.
*البته که این بازگشت طرفداران را خیلی شاد کرد.
اگر این حرف‌ها را زدم به ‌خاطر این نبود که بخواهم سر استقلال یا طرفدارانش منت بگذارم. فرهاد مجیدی نمی‌تواند گذشته‌‌اش را فراموش کند، من هرچه دارم از استقلال و طرفدارانش دارم. وقتی تصمیم گرفتم به استقلال برگردم، خیلی‌ها به من گفتند برنگرد، شاید خرابت کنند ولی من تصمیم گرفته بودم و روی آن ایستادم. گفتم برمی گردم، حتی اگر خراب شوم. اینجا دیگر خودم مهم نبودم، گفتم ایرادی ندارد، من کنار این هواداران باشم‌؛ حتی به این قیمت که خراب شوم.
*البته تو در همان بدو ورود برای استقلال بازی نکردی. انگار دوست داشتی وقتی کنار تیم باشی که بتوانی مؤثر کاری کنی.
یک ماه است زیر نظر بدنساز تیم آقای حاج‌‌قاسم که پدرش هم بازیکن استقلال بوده، کار می‌کنم. در این مدت خیلی خوب با من تمرین کرد تا آماده شوم و بتوانم برای استقلال دوباره بازی کنم.
*الان فرهاد مجیدی می‌تواند بازیکن فیکس استقلال باشد؟
ببینید شرایط بازی در تمرین کردن به دست نمی‌آید. شرایط مسابقه با تمرین فرق دارد، من حداقل باید دو، سه بازی برای استقلال فیکس کار کنم تا شرایط بازی را به دست بیاورم.
*البته طرفداران هم دوست دارند تو فیکس باشی‌، مخصوصاً در بازی‌های قبل.
خب این نظر کادرفنی بود من از ابتدا بازی نکنم و بیشتر به عنوان یار ذخیره به میدان بروم.
*استقلال در سه جبهه می‌جنگد. به زودی رقابت‌های لیگ قهرمانان آسیا هم آغاز خواهد شد. شما با العین امارات، الهلال عربستان و الریان قطر همگروه هستید، واقعاً گروه دشواری است.
بله، من هم با نظر شما موافق هستم. گروه فوق‌العاده سختی داریم اما معتقدم استقلال هم تیم بسیار کاملی است و برای خودش یکی از قدرت‌ها به حساب می‌‌آید ولی به هر‌ حال کار سخت است و به راحتی نمی‌توانیم از صعود حرف بزنیم. شما نگاه کنید که آنها چقدر هزینه می‌کنند. العین امسال، فصل خوبی را سپری می‌کند و در بهترین روزهایش قرار دارد. الهلال و الریان هم تیم‌های خوبی هستند، عرب‌ها در فوتبال سرمایه‌گذاری کرده‌اند و این کار را بسیار سخت می‌کند ولی ما هم استقلال هستیم و امیدواریم که در آسیا نیز موفق باشیم.
*البته ما هم تماشاچیان زیادی داریم که همیشه به تیم‌ها کمک می‌کنند، البته امسال تعداد تماشاچی‌ها کمتر شده، فکر می‌کنی چرا؟
قمیت بلیت‌ها بالا رفته است و این خیلی تأثیرگذار است. از طرفی ما در فصل سرما هستیم.
*درباره تیم‌ملی حرف بزنیم. خیلی‌ها از صعود به جام‌جهانی‌ نا‌امید هستند، تو چقدر امیدواری؟
نباید فکر کنیم همه‌چیز تمام شده است. تیم‌ملی هنوز شانس دارد. ما مربی بزرگی به نام کارلوس کروش روی نیمکت تیم‌ملی داریم که می‌تواند کمک زیادی کند. اگر بتوانیم قطر را شکست دهیم، شک نکنید به جام‌جهانی‌ صعود خواهیم کرد.
*کلاس‌های مربیگری‌ات چه شد؟ قرار است ادامه بدهی...
به خاطر بازی استقلال و پرسپولیس نتوانستم در کلاس‌های مربیگری حاضر شوم و حالا منتظر ایمیل جدید هستم تا زمان کلاس‌های بعدی را بدانم و در آنها شرکت کنم.
*مدرک A فیفا را از فدراسیون فوتبال انگلیس می‌گیری، درست است؟
بله، قرار است در کلاس‌هایی که فدراسیون فوتبال این کشور برگزار می‌کند، شرکت کنم. هنوز زمان کلاس‌ها را نمی‌دانم ولی خوب می‌دانم که گرفتن مدرک A، آن هم از انگلیس فوق‌العاده سخت است. خیلی دوست دارم اولین مربی‌ای باشم که مدرک مربیگری‌ام را از انگلیس می‌گیرم. در این‌باره با باشگاه استقلال و شخص امیر قلعه‌نویی هم حرف زدم تا بتوانم در کلاس‌ها شرکت کنم.
*درباره زمان خداحافظی‌ات حرف و حدیث زیاد است. در این‌باره چه تصمیمی گرفته‌ای؟
قبلاً هم گفتم زمان خداحافظی‌ام از فوتبال را، خودم تعیین می‌کنم. ممکن است همین فردا از فوتبال خداحافظی کنم و شاید هم چهار سال دیگر در فوتبال بمانم و بازی کنم. من هواداران را خیلی دوست دارم و می‌دانم که چقدر انتظار‌شان از من بالاست. اگر قرار باشد، به خاطر آنها سه جلسه روزی تمرین می‌کنم تا بتوانم آماده‌تر شوم و آماده بمانم تا انتظارات آنها را برآورده کنم.
*ظاهراً برایت سن و سال اهمیتی ندارد، البته بیشتر کارشناس‌ها هم می‌گویند بازیکنی مثل مجیدی و کریمی بهتر از جوان‌ها بازی می‌کنند. کروش هم اخیراً گفته بود چه ایرادی دارد‌؛ گیگز و پل اسکولز هم در منچستر هنوز بازی می‌کنند.
من درباره خودم می‌توانم حرف بزنم و تنها می‌گویم تا زمانی‌که برای استقلال بازی کنم، مثل یک جوان 18 ساله در زمین می‌دوم.
*یعنی ممکن است تا 40 سالگی هم بازی کنی؟
بله، من به عشق این هواداران شاید تا 40 سالگی هم بازی کنم. تمام وجود من متعلق به این هواداران است. وقتی به استقلال برگشتم، برای تفریح نیامدم، برای رقابت آمدم. سخت تمرین کردم، می‌دانستم چه فشاری رویم خواهد بود، به خاطر همین انتظارها فهمیدم باید زیاد تمرین کنم و البته سخت. منتظر هستم تا شانس فیکس بازی کردن به من برسد تا بتوانم بعد از دو، سه بازی خودم را بیشتر جا بیندازم.
*استقلال در ادامه راه کار سختی در پیش دارد، آیا درخواستی از هواداران این تیم‌داری؟
شما مطمئن باشید که هواداران همیشه حامی ما بوده‌اند و خواهند بود. شک نکنید آنها استادیوم را دوباره پر می‌کنند و استقلال را تنها نمی‌گذارند. ‌این طرفداران همیشه از ما حمایت کرده‌اند، خود ما هم وقتی وارد استادیوم می‌شویم و می‌بینیم که هواداران زیادی آمده‌اند، انرژی زیادی می‌گیریم و با انگیزه‌تر بازی می‌کنیم.
*تو برای استقلال گل‌های زیادی زده‌ای، نظرت درباره این گل‌ها چیست؟
خیلی‌ها به خاطر حرف‌‌هایی که در این‌باره می‌زنند، سخت در اشتباه هستند. من اول با کمک خدا، بعد دعای پدر و مادرم و هواداران و همین‌طور حمایت همبازی‌هایم برای استقلال گل زدم. فکر می‌کنم خدا به من عزت داده که در تیم بزرگی مثل استقلال بازی می‌کنم و می‌توانم با گل‌هایم دل هواداران را خوشحال کنم.
*حرف خاصی ماند؟
من در فوتبال ایران به حرف‌‌هایی که پشت‌سرم می‌زنند، توجهی نمی‌کنم و تنها تمرکزم را روی کار خودم گذاشته‌ام و باقی چیزها هم دست خداست.






نوع مطلب : ورزشی، 
برچسب ها : مجیدی‌، عشق، هواداران، ۴۰ سالگی، بازی، خیلی‌، برنگرد، خرابت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه بیست و پنجم بهمنماه سال 1391
با دو قانون کودک تان را بدون از دست دادن عشق و احترام، تربیت کنید
والدین باید به صورتی کاملا منطقی حد و مرزهای محکمی را بدون هر گونه عصبانیت، غرغر، تهدید و هشدارهای تکراری برای کودکان تعیین کنند.

داشتن کودکان مودب و با تربیت واقعا لذت بخش است... شما با یادگیری عشق و منطق و دانستن تنها 2 قانون ساده می توانید به این لذت دست یابید!
اما چرا فقط 2 قانون؟
چون تربیت کودکان به اندازه کافی سخت است. بیشتر والدین و معلمان معتقدند در تربیت کودکان بیش فعال بخاطر سپاری قانون های متعدد کار مشکلی است.
ابراز علاقه و محبت به کودکان باید حد و مرزی داشته باشد و این وظیفه ماست که این حد و مرز هارا برای کودکان دلبندمان مشخص کنیم.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از کودکان این حد و مرزها را امتحان می کنند! چون آنها قصد دارند بفهمند که شما چقدر در تعیین این حد و مرزها جدی هستید.
گروهی از والدین معتقدند که ما نمی خواهیم با این کار (یعنی تعیین حد و مرز بصورت جدی) عشق و احترام فرزندمان را از دست دهیم و به همین جهت از این حد و مرزها و قوانین دست می کشند...
تحقیقات نشان می دهد اگر والدین فرزندانشان را طوری تربیت کنند که آنها هیچوقت والدین خود را جزو انسانهای جدی و سخت گیر ندانند، هرگز احترام، مسئولیت و نظم و انضباط را یاد نمی گیرند و در محیط اجتماعی زمانی که با جدیت معلمان یا حتی جامعه مواجه می گردند، دچار مشکل می شوند.

و حالا انجمن عشق و منطق با ارائه 2 قانون ساده به شما کمک می کند تا به راحتی و بدون از دست دادن علاقه فرزندتان، آنها را تربیت کنید:

قانون اول
والدین باید به صورتی کاملا منطقی حد و مرزهای محکمی را بدون هر گونه عصبانیت، غرغر، تهدید و هشدارهای تکراری برای کودکان تعیین کنند.
والدین می توانند حد و مرزی تعیین کنند که بدون تنش و درگیری قابل اجرا باشد.
والدین باید در برابر غرغر کردن و عکس العمل های کودکان صبور باشند.
این مرزها در هر خانواده با فرهنگ مختلف متفاوت است و من در اینجا نمی توانم نمونه دقیقی از آن را عنوان کنم ولی به طور کلی، بایدها و نبایدهایی که در هر خانه و خانواده جهت آسایش و راحتی اعضا وجود دارد، این حد و مرزها را میسازد.
بطور مثال
فرزند شما تمایل به انجام کاری دارد که به صلاحش نیست... کافیست با ملایمت به او بگویید: من تو را دوست دارم و می دانم که این کار به تو ضرر می رساند. لازم نیست هیچ گونه خشونتی در کار باشد.
فرزند شما تمامی راه های ممکن را یکی یکی امتحان می کند تا شما را راضی کند. کارهایی مثل خواهش کردن، گریه کردن، فریاد کشیدن، قهر کردن و در مرحله آخر تحریک احساسات شما با جملاتی چون تو من را دوست نداری و غیره ... . تنها کاری که شما در تمامی این مراحل باید انجام دهید این است که یک جمله برای خود انتخاب کنید و در اینجور مواقع با یک لبخند مهربان آن را بر زبان بیاورید. جملاتی مثل من دوستت دارم یا حتی خواندن یک شعر ... یا اصلا سکوت مطلق به همراه لبخند محبت آمیز!
گاهی کودک شما با فریاد و گریه درخواست خود را به زبان می آورد، مهم نیست شما تنها با همان جمله مخصوص و لبخند به او بگویید تا زمانی که صدای تو به اندازه من ملایم نشده نمی توانم خواسته ات را درک کنم و سپس صبور باشید تا کودکتان تمامی راه های ممکن را برای راضی کردن شما امتحان کند. فقط صبور باشید پس از تمام گریه های و فریادها و ... آرام می شود و دقیقا همان کاری را انجام می دهد که باب میل شماست.
شاید فقط 2 یا 3 بار لازم باشد این حرکات پرطنش مثل فریاد و گریه را از او تحمل کنید ولی در مراتب بعدی فرزندتان باور می کند که اینگونه حرکات در تصمیم شما هیچ اثری ندارد.

قانون دوم
زمانی که کودکان مشکل ایجاد می کنند والدین باید عواقب آن را به شیوه درستی به خودشان واگذار کنند.
والدین برای اینکه کودکان مشکل را حل کنند باید آنها را تشویق نموده البته به شرطی که حل مشکل توسط خود آنها، باعث دردسر دیگران نشود.
همدردی والدین با کودک به این صورت است که قبل از مشاهده عواقب کارشان باید مساله را حل کنند.

 




نوع مطلب :
برچسب ها : قانون، کودک، بدون، دست، عشق، احترام، تربیت،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه شانزدهم شهریورماه سال 1391
دختر ۸ ساله، قربانی عشق خونین برادر
پسر نوجوانی که خواهرش را با انگیزه سرقت طلا و جواهرات او به قتل رسانده بود به تحمل حبس محکوم شد. این پسر 17ساله که «مهرداد» نام دارد هفته گذشته در شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز محاکمه شد و از ارتکاب این قتل ابراز پشیمانی کرد.

جهان نیوز:
شامگاه 29خرداد سال گذشته مردی که از منطقه‌ای خلوت و کم‌تردد در زیبادشت کرج عبور می‌کرد، چشمش به پیکر دختر خردسالی افتاد که نقش بر زمین شده بود. او با نزدیک شدن به دخترک متوجه شد او جان باخته است، به همین دلیل ماموران پلیس را از واقعه مطلع کرد.

کارآگاهان وقتی در محل حادثه حضور یافتند، مشاهده کردند این دختر از ناحیه سر به شدت دچار خونریزی شده است. شواهد نشان می‌داد او با جسمی سخت زخمی شده و مرگ وی حادثه نیست، بلکه دخترک را به قتل رسانده‌اند. جنازه این کودک در حالی به پزشکی قانونی منتقل شد که هیچ‌مدرک شناسایی همراه او نبود و کارآگاهان نتوانسته بودند هویت قربانی را فاش کنند.

یک روز بعد مردی میانسال درحالی‌که به شدت نگران و پریشان بود به پلیس آگاهی کرج رفت و از ناپدید شدن دختر هشت ساله‌اش به نام «سوسن» خبر داد. او گفت: «سوسن دیروز برای بازی به کوچه رفته بود، اما بعد از مدتی ناپدید شد. ما تمام این مدت را دنبال او گشتیم و به همه بیمارستان‌ها هم سر زدیم، اما اثری از دخترم پیدا نشد. هیچ‌کدام از اهالی محل هم دخترم را ندیده‌اند و نمی‌دانند چه بلایی سر او آمده است.» این مرد سپس مشخصات دختربچه را به ماموران ارایه داد و مشخص شد این کودک همان فردی است که جنازه‌اش در زیبادشت پیدا شده است. پدر سوسن بعد از حضور در پزشکی قانونی هویت مقتول را شناسایی کرد.

درحالی‌که نخستین گره از این پرونده گشوده شده بود، کارآگاهان تلاش کردند راز این جنایت را فاش کنند. گفته‌های والدین مقتول فاش کرد النگوها و گوشواره دخترک به سرقت رفته است، به همین سبب احتمال قتل او توسط سارق یا سارقان قوت گرفت ولی هنگامی که ماموران برای پرسیدن چند سوال معمولی برادر 17ساله سوسن را مخاطب قرار دادند مهرداد ناگهان به گریه افتاد و گفت او خواهرش را کشته است. پس از ثبت اعترافات این نوجوان و تکمیل تحقیقات مقدماتی والدین قاتل و مقتول نسبت به پسر خود اعلام گذشت کردند. به این ترتیب مهرداد پنجشنبه هفته گذشته به دلیل جنبه عمومی جرم در شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز پای میز محاکمه رفت.

در این جلسه نماینده دادستان کیفرخواست صادره را خواند و سپس مهرداد در جایگاه ایستاد تا از خودش دفاع کند. او که به شدت گریه می‌کرد، بارها تکرار کرد از جرمی که انجام داده، پشیمان است و به شدت عذاب وجدان دارد. متهم درباره انگیزه‌اش از قتل خواهرش گفت: «مدتی قبل از آن ماجرا در خیابان با دختری دوست شدم و به شدت به وی علاقه پیدا کردم. ما هر از گاهی همدیگر را در پارک یا خیابان می‌دیدیم، اما من خیلی دلم برایش تنگ می‌شد و می‌خواستم کاری کنم که همیشه با هم در ارتباط باشیم برای همین تصمیم گرفتم برای او یک سیم‌کارت بخرم. برای این کار پولی نداشتم و به سرم زد طلاهای خواهرم را بدزدم و با آن موبایل بخرم. پدر و مادرم همیشه به خواهرم خیلی محبت می‌کردند و او را بیشتر از من دوست داشتند برای همین هم این فکر به ذهنم رسید.»

مهرداد در ادامه اعترافاتش گفت: «روز حادثه فهمیدم سوسن برای بازی با بچه‌های دایی‌ام به خانه آنها رفته است. برای همین راهی آنجا شدم و دیدم خواهرم به تنهایی در کوچه مشغول بازی است. او را به بهانه گردش به محل خلوتی کشاندم و بعد سعی کردم النگوهایش را دربیاورم، اما سوسن شروع به سروصدا و گریه کرد. من آن لحظه خیلی ترسیده بودم، یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم و برای اینکه او را آرام کنم با سنگی که روی زمین افتاده بود ضربه محکمی به سرش زدم. بعد از آن خواهرم زمین خورد و دیگر نفس نکشید. من سریع گوشواره و النگوهایش را برداشتم و النگوها را به قیمت 80‌هزار و 500 تومان فروختم و گوشواره را هم دور انداختم. بعد برای اینکه خانواده‌ام پول را نبینند و به من شک نکنند آن را در تنه یک درخت مخفی کردم تا سر فرصت موبایل بخرم، اما قبل از این کار دستگیر شدم.»

پسر نوجوان در پایان اظهاراتش بار دیگر از قتل خواهرش ابراز پشیمانی کرد و گفت: «من از پدر و مادرم می‌خواهم من را ببخشند.»بنا بر این گزارش، بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات وارد شور شدند و متهم را به دلیل جنبه عمومی جرم به تحمل حبس محکوم کردند.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : دختر ۸ ساله، قربانی، عشق، برادر،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه بیست و هفتم آذرماه سال 1390





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی