بی بی سی نیوز
پایگاه خبری بی بی سی نیوز خراسان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ در13/10/2011 طراحی شده است
پایگاه خبری بی بی سی نیوز با افتخار اعلام میکند ما شعارمان اخباری متفاوت است.
برای دیدن اخبار فقط یک کلیک فاصله است.بی بی سی نیوز احوالی خوش برایتان ارزو مند است.سیت از واشنگتن اپدیت میشود.
با تشکر
سجاد رضایی

مدیر وبلاگ :سجاد رضایی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
از این وبلاگ راضی هستید؟؟






فرماندار شهرستان بروجرد از مرگ دانشجویی كه برای نجات دختری در حال غرق‌شدن در دریاچه آبشاربیشه رفته بود، خبر داد.

ایسنا:سجاد معین، در تشریح جزئیات این خبر گفت: جمعه هفته گذشته «قهرمان اسلامی» دانشجوی ترم‌آخر رشته مهندسی دانشگاه لرستان به همراه چند نفر از دوستانش برای تفریح به این منطقه رفته بودند كه با صدای فریادهای دختر جوانی كه به داخل دریاچه افتاده بود و از اطرافیان استمداد می‌طلبید، مواجه شدند.

وی با بیان اینكه این افراد پس از شنیدن صداهای این دختر جوان برای كمك به وی وارد آب شدند گفت:«اسلامی» به همراه چند نفر از دوستانش موفق به نجات جان این دختر شدند اما هنگامی كه قصد خروج از آب را داشت پایش سر خورده و با صخره‌های كف دریاچه برخورد كرده است.

فرماندار شهرستان بروجرد ادامه داد: پس از غرق‌شدن وی و اعلام خبر آن به نیروهای امدادی، امدادگران عملیات خود برای نجات وی را آغاز كردند اما متاسفانه فردای آن روز نیروهای آتش‌نشان جسد وی را از این منطقه كشف كردند.

پیشنهاد تقدیر از خانواده جوان فداكار

معین، اقدام این جوان در نجات دادن جان این دختر را عملی بسیار ارزشمند و فداكارانه دانست و به وزارت علوم، دانشگاه لرستان و ... پیشنهاد داد به منظور ارج نهادن به چنین اقدامات فداكارانه و ایثارگرانه‌ای از خانواده وی تقدیر كنند.

همچنین، حامین احمدی مدیر امور فرهنگی دانشگاه لرستان از قرائت پیام تسلیت و تقدیر رئیس دانشگاه از دانشجوی فداكار متوفی این دانشگاه در مجلس ترحیم وی خبر داد.

و‌ی اظهار كرد: مدیر گروه معدن دانشگاه لرستان به عنوان نماینده این دانشگاه در مراسم هفتم «قهرمان اسلامی» دانشجوی سال آخر رشته معدن این دانشگاه شركت خواهد كرد و پیام تسلیت و تقدیر رییس دانشگاه از حركت انسان دوستانه این دانشجو را در این مراسم قرائت خواهد كرد.

احمدی در پایان با بیان اینكه برای این دانشجو مراسمی ترحیمی با حضور مسئولان، دانشجویان و اساتید دانشگاه داخل دانشگاه برگزار شد، تصریح كرد: همچنین در دانشكده فنی حجله نمادینی برای یادبود این دانشجوی فداكار برپا كرده‌ایم و مراسم بزرگداشتی برای وی برگزار شد.






نوع مطلب : حوادث، 
برچسب ها : مرگ، پسر، دانشچو، نجات، دختر،
لینک های مرتبط :
          
شنبه سی ام اردیبهشتماه سال 1391
اثبات مسلمانی هم مدرک لازم دارد؟! / شلیک‌‌های خونین 3 برادر روستایی / انگیزه روباه پیر از جنایت‌هایش ریشه در گذشته / گذشت از قاتل تازه‌داماد میانسال / نجات دختر از خودروی آدم‌ربا / هزارایرانی در تلفات رانندگی 10 سال گذشته / کلاهبرداری «دختران دروغین» با طعم هوس
چکیده مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه‌روز گذشته به شرح زیراست:

تابناک :





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : نجات، دختر، خودروی، آدم‌ربا،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه بیست و یکم اسفندماه سال 1390
شب هولناکی که چهره زیبای دختر را به تاراج برد
سودابه 22 سال دارد و در تاریخ 18 اسفند ماه سال گذشته خانه‌شان در ملایر به دلیل نشتی گاز که موجب انفجار شد در شعله‌‌های آتش سوخت.
 

ایران:سودابه هنوز هم با یادآوری آن شب هولناک اشک در چشمانش جمع می‌شود و با به‌خاطر آوردن نام پدر اشك بر پهنای صورتش می‌لغزد، باور ندارد که تنها یک جرقه زندگیشان را اینگونه سیاه کرد و حالا باید با چهره‌ای سوخته در آتش، چشم امید به پزشکان داشته باشد تا شاید بتواند انگشتان دستش را حرکت دهد.

سودابه 22 سال دارد، سال گذشته که 12 روز به عید باقی مانده بود نیمه‌‌های شب با صدای بلند انفجار از خواب پرید و هنوز گیج خواب بود که با شنیدن ضجه‌‌های پدر و مادرش فهمید خانه خراب شده‌اند، در اتاق خواب را باز کرد که به بیرون برود اما بیهوش به زمین افتاد تا اینکه در بیمارستان چشم باز کرد.

در تاریخ 18 اسفند ماه سال گذشته خانه‌شان در ملایر به دلیل نشتی گاز که موجب انفجار شد در شعله‌‌های آتش سوخت، در این حادثه پدرش محمدرضا شیرمحمدی که دچار 30 درصد سوختگی شده بود بعد از 44 روز در بیمارستان جان باخت و مادرش هنوز هم درگیر زخم‌‌های آن آتش‌سوزی است. اما داستان زندگی سودابه دردناک‌تر از همه رقم خورده است. وی نزدیک به 70 درصد سوختگی دارد و به دلیل مشکلات زیادی که گریبانگیر خود و مادرش شده در طول این مدت تنها یک بار توانسته روی دستش یک عمل جراحی انجام دهد و هیچ درمان مناسبی برایش صورت نگرفته است.

صورت سودابه کاملاً سوخته و دستهایش چنان آسیب دیده که حتی توانایی جمع کردن انگشتانش را ندارد، پاهایش هم از این سوختگی بی نصیب نمانده است به طوری که نمی‌تواند راه برود و هر قدمی که برمی‌دارد درد بر تمام وجودش چنگ می‌زند.

انگشتان این دختر ملایری پیش از این حادثه شوم، آفریننده نقش‌‌های هنرمندانه‌ای بوده‌اند و همه برای کار‌های دستی زیبایش سر و دست می‌شکستند، گلسازی، گلیم‌بافی و آرایشگری تنها بخشی از هنر‌های سودابه بود که این روز‌ها با دستان سوخته‌اش هیچ توانی برای انجامشان ندارد، خواهرش با بغض در گلو می‌گوید: برایم یک دسته گل بزرگ درست کرده بود، این روز‌ها وقتی به گل‌‌ها نگاه می‌کنم جگرم کباب می‌شود، حق خواهرم این نبود.

سودابه از ترس نگاه مردم بیم دارد که ماسک را از چهره سوخته‌اش بردارد.

می‌گوید: شب حادثه خواب بودم که این اتفاق افتاد، اگر در اتاقم را باز نمی‌کردم و بیرون نمی‌آمدم این اتفاق برایم نمی‌افتاد اما با شنیدن صدای فریاد پدر و مادرم ترسیدم و خواستم به آنها کمک کنم. از لحظه‌ای که در را باز کردم هیچ چیزی به یاد ندارم، فقط یادم هست که یک بار در بیمارستان تلفنی با پدرم صحبت کردم چرا که خیلی نگرانم بود خانواده‌ام به او گفته بودند که حالم خوب است، من و پدرم خیلی به هم وابسته بودیم و هنوز هم باورم نمی‌شود که به این راحتی او را از دست داده‌ام.

سودابه و مادرش چند ماهی است که در حوالی اسلامشهر خانه‌ای را اجاره کرده‌اند و به دنبال کار‌های درمانی خود در تهران هستند اما چون توانایی مالی ندارند هر روز با در‌های بسته رو‌به‌رو می‌شوند و تلاششان برای دریافت حداقل امکانات به بن‌بست می‌خورد. هزینه انجام عمل‌‌های جراحی روی دست‌ها و صورتش بسیار بالا است و تنها کمیته امداد یک بار 500 هزار تومان بابت هزینه‌‌های بیمارستان سودابه به آنها پرداخته است.





نوع مطلب : حوادث، 
برچسب ها : شب، هولناکی، چهره زیبای، دختر، تاراج،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390
تلاش دختر ۷ ساله برای نجات پدر و مادر
زنی بر اثر گاز گرفتگی در مشهد جان سپرد اما همسر وی که با تلاش دختر ۷ ساله اش به بیمارستان رسید در حالت کما به سر می برد.

خراسان:پنجشنبه شب گذشته زن و شوهر جوانی که از بخاری بدون دودکش استفاده کرده بودند دچار گازگرفتگی شدند. در این هنگام دختر ۷ ساله آنان که در اتاق دیگر مشغول بازی بود با شنیدن صدای «خرخر»، در اتاق پدر و مادرش را باز کرد و با مشاهده چهره غیر عادی پدرش فریادزنان به طرف پشت حیاط منزل که یک کارگاه بود دوید و گریه کنان مالک کارگاه را متوجه کرد که پدرش وضعیت غیرعادی دارد.مالک کارگاه نیز بلافاصله به منزل آنان آمد و با اورژانس تماس گرفت.

وقتی ماموران اورژانس به محل رسیدند مادر دختر مذکور به دلیل گازگرفتگی جان داده بود اما آنها پدر ۳۰ ساله وی را به بیمارستان رساندند که هم اکنون در حالت کما با مرگ دست و پنجه نرم می کند.این گزارش حاکی است: با حضور قاضی شاکر (قاضی ویژه قتل عمد) در محل حادثه تحقیقات در این باره آغاز و مشخص شد که زوج جوان از بخاری بدون دودکش استفاده کرده بودند.





نوع مطلب : حوادث، 
برچسب ها : دختر، 7ساله، نجات، پدر و مادر،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390
پدر معتاد، دختر شیشه‌ای اش را با کمربند کشت
پدری که دخترش را به دلیل مصرف شیشه به قتل رسانده است در دفاعیاتش گفت، خودش هم سال‌ها اعتیاد داشت و نمی‌توانست شاهد اعتیاد و از بین رفتن فرزندش باشد.
بی بی سی به نقل از روزنامه شرق:این پدر پنج ماه قبل دختر 24 ساله‌اش را با کمربند خفه و بعد اعضای خانواده‌اش را با خبر کرد. در ابتدای جلسه محاکمه این متهم که صبح دیروز برگزار شد سیدرضایی، نماینده دادستان تهران در توضیح کیفرخواست گفت: 24 مرداد به پلیس خبر دادند دختری جوان به نام لاله به دست پدرش کشته ‌شده‌ است. تحقیقات پلیس نشان داد قاتل لاله، پدرش است.
نماینده دادستان تهران در ادامه گفت: با توجه به مدارک به دست آمده و از آنجا که مادر مقتول به‌عنوان تنها ولی‌دم اعلام رضایت کرده‌است درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه مادر مقتول در جایگاه حاضر شد. او که در تمام مدت گریه می‌کرد، گفت: دخترم خیلی سرکش بود، خیلی ما را اذیت می‌کرد البته من باور دارم شوهرم او را به عمد نکشت چون او را خیلی دوست داشت. از وقتی دخترم معتاد شده‌بود همه اعضای خانواده عذاب می‌کشیدند. او با پسری رابطه داشت و با هم مواد می‌کشیدند. یکی از دختران فامیل اعتیاد داشت و شوهرم او را برای ترک برده بود. از وقتی حال آن دختر را دیده بود می‌گفت می‌ترسم لاله هم مثل او شود.

این زن ادامه‌ داد: من رضایت دادم چون می‌دانم شوهرم از روی عمد این کار را نکرده است. از دادگاه هم درخواست دارم با توجه به اینکه من و دختر کوچکم تنها هستیم حکمی بدهد که ما عذاب نکشیم.
سپس خواهر بزرگ مقتول صحبت کرد. او گفت: لاله مدتی قبل از مرگش از خانه من دزدی کرده بود، او انگشتر شوهرم را دزدیده بود. هرچه گفتیم آن را پس بده زیر بار نرفت و گفت دزدی کار او نیست، در حالی‌که روبه‌روی خانه ما یک شرکت است که دوربین مدار بسته دارد و ما فیلم آن را دیدیم و شوهرم آن را به دادگاه هم ارایه داد البته شوهرم مدتی صبر کرد تا لاله انگشتر را پس دهد وقتی دید او حاضر نیست دزدی را قبول کند، شکایت کرد.
در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: من اتهام قتل را قبول دارم. لاله دخترم به دست من کشته شد اما قصدی در قتلش نداشتم.

او در توضیح آنچه اتفاق افتاده‌بود گفت: مدتی بود می‌دانستم دخترم معتاد شده است. خودش کار می‌کرد و پول توجیبی‌ هم می‌گرفت و همه آن را خرج مواد خودش و یک پسر می‌کرد. چندبار به او گفتم دست از این کار بردار اما زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت اعتیاد ندارد. کار به جایی رسیده‌بود که از خانه خواهرش هم دزدی می‌کرد و آبروی ما را همه جا برده بود. او انگشتر دامادم را دزدیده و آن را به پسر مورد علاقه‌اش داده بود تا بفروشد و با هم مواد بکشند. بارها به لاله گفتم بیا برویم انگشتر را پس بگیریم و از آن پسر شکایت کنیم اما جواب می‌داد آدرس آن پسر را ندارد. هرچه می‌گفتم او تو را گول زده و این زندگی عاقبت ندارد، قبول نمی‌کرد.
متهم ادامه داد: «لاله همه را کلافه کرده‌ و آبرویمان را همه جا برده‌بود. تا اینکه روز حادثه کنترلم را از دست دادم و دیگر نتوانستم بر خودم مسلط شوم. آن روز داشت از خانه بیرون می‌رفت من در حمام بودم و می‌خواستم دوش بگیرم، دیدم دارد لباس می‌پوشد. پرسیدم کجا می‌روی گفت با دوستانم قرار دارم، گفتم نباید بیرون بروی چون می‌دانم می‌خواهی شیشه بکشی، جواب داد که هرکاری دوست داشته باشد، انجام می‌دهد. از حمام بیرون رفتم و او را در پاگرد گرفتم و به خانه بردم. گفتم اجازه نمی‌دهم بروی، خواست فرار کند. کمربند را برداشتم و دنبالش کردم با کمربند زدمش. گفت 100روز هم من را در این خانه نگه‌داری باز هم فرار می‌کنم و می‌روم. دیگر نتوانستم تحمل کنم، کمربند را دور گردنش انداختم و فشار دادم. گفتم لاله باز هم از خانه بیرون می‌روی؟ جواب نداد. کمربند را رها کردم چند بار صدایش کردم. جواب نداد. دیدم نفس نمی‌کشد. دخترم مرده بود. حال بدی داشتم. هیچ پدری نمی‌تواند دست به چنین کاری بزند، من واقعا از خود بی‌خود شده بودم.
متهم در ادامه گفت: وقتی دیدم دخترم مرده و کاری از دستم بر نمی‌آید به خواهرم و برادران همسرم تلفن زدم و موضوع را گفتم و بعد هم بازداشت شدم.
در این هنگام قاضی همتیار- رییس شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران- به 10 فقره سابقه متهم که همگی در رابطه با اعتیاد به هرویین بود، اشاره کرد و گفت: تو خودت اعتیاد داشتی چطور از دخترت می‌خواستی اعتیادش را ترک کند؟

متهم جواب داد: هشت سال است که اعتیادم را ترک کرده‌ام. من راننده کامیون بودم و برای اینکه بتوانم شب‌ها رانندگی کنم، مواد مصرف می‌کردم، بیشتر هم تریاک استفاده می‌کردم. بعد از سال‌ها اعتیاد بالاخره ترک کردم. چون خودم مواد مصرف کرده بودم می‌دانستم چقدر بدبختی دارد و نمی‌خواستم دخترم در این بدبختی گرفتار شود. او از دوران نوجوانی سرکشی می‌کرد، ترک تحصیل کرد و گفت می‌خواهد کار کند و بعد به سمت موادمخدر رفت.
در ادامه وکیل‌مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و از دادگاه خواست به علت اینکه انگیزه مقتول شرافتمندانه است، او را از اتهام قتل عمد تبرئه کنند. سپس متهم برای بیان آخرین دفاعیاتش در جایگاه حاضر شد و گفت: دختری دارم که دانشجوست و همسرم هم تنهاست برای اینکه آنها بی‌سرپرست نشوند، درخواست دارم در حکمم تخفیف بدهید.

 بنابر این گزارش بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

 




نوع مطلب : حوادث، 
برچسب ها : پدر، معتاد، دختر، شیشه‌ای، کمربند، کشت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه بیست و یکم دیماه سال 1390
تجاوز 5 مرد به دختر نوجوان به قصد انتقام!
رسیدگی به این پرونده اوایل آبان امسال با شکایت فردی علیه 5 مرد جوان به اتهام ربودن و آزار و اذیت دختر نوجوانش در دستور کار ماموران اطلاعات ـ امنیت استان کرمانشاه قرار گرفت.

جام جم نیوز:شاکی به پلیس گفت: روز حادثه من و خانواده‌ام و دیگر ساکنان روستایمان برای شرکت در مراسم جشنی به مکان دیگری رفته بودیم؛ اما دختر نوجوانم در خانه تنها بود. عصر آن روز پس از بازگشت به خانه از دخترم خبری نبود و هرچه گشتیم، او را پیدا نکردیم. در این میان خبردار شدیم یکی از زنان سالخورده روستا به شدت کتک خورده و بی‌هوش در حاشیه جاده افتاده است.
 
او را به بیمارستان رساندیم و وقتی به‌هوش آمد، گفت شاهد ربوده شدن دخترمان از سوی 5 مرد جوان بوده و آنها او را نیز به شدت کتک زده‌اند. در ادامه جستجوها، یکی از اهالی روستا دخترم را در حالی که بی‌هوش بود، در دامنه کوه پیدا کرد. او را که از سوی مردان مهاجم مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، به بیمارستان بردیم.

در پی این شکایت، دختر نوجوان به مرکز پلیس احضار شد و در بازجویی، گفته‌های پدرش را تایید کرد. به این ترتیب، ماموران اداره اطلاعات ـ امنیت با چهره‌نگاری رایانه‌ای از متهمان فراری، تحقیقات برای دستگیری آنها را آغاز کردند.

در ادامه تحقیقات معلوم شد تصاویر رایانه‌ای مهاجمان فراری با 5 مرد که از اقوام یک مرد روستایی هستند، مطابقت دارد. به این ترتیب، تحقیقات پلیسی در این رابطه متمرکز و در مرحله بعدی مشخص شد، پسر مرد روستایی 8 ماه پیش در درگیری با یکی از هم‌روستایی‌های مرد شاکی به قتل رسیده و عامل جنایت نیز دستگیر شده است. بنابراین، این فرضیه که اقوام این خانواده به قصد انتقام وارد آن روستا شده و این حادثه را رقم زده‌اند، قوت گرفت و روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد.
 




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : تجاوز، دختر، نوجوان، انتقام،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه ششم دیماه سال 1390


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی