بی بی سی نیوز
پایگاه خبری بی بی سی نیوز خراسان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ در13/10/2011 طراحی شده است
پایگاه خبری بی بی سی نیوز با افتخار اعلام میکند ما شعارمان اخباری متفاوت است.
برای دیدن اخبار فقط یک کلیک فاصله است.بی بی سی نیوز احوالی خوش برایتان ارزو مند است.سیت از واشنگتن اپدیت میشود.
با تشکر
سجاد رضایی

مدیر وبلاگ :سجاد رضایی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
از این وبلاگ راضی هستید؟؟




بازیافت بتن با رعد و برق/ کاهش آلودگی های زیست محیطی!
محققان به شیوه نوینی برای بازیافت بتن دست یافته اند تا بتوانند آلودگی های زیست محیطی ناشی از تولید این مصالح ساختمانی را کاهش دهند.

به گزارش خبرگزاری مهر، بتن از جمله مصالحی است که به وفور در ساختمانها، دیوارها، پلها و پارکینگ ها دیده می شود. در واقع می توان کتابهای زیادی در مورد تمامی مناطقی نوشت که بتن در آنها استفاده می شود.

مخلوطی از سیمان، ماسه و آب که بتن را می سازد طول عمر بسیار زیادی دارد اما پس از مدتی ساختمانها و دیگر سازه های ساخته شده از بتن قدیمی و سپس تخریب می شوند و هر ساله با کوه هایی از بقایایی از بتن مواجه می شویم. در سال 2010 فقط در آلمان حدود 130 میلیون تن زباله بتنی تولید شد.

محیط زیست از تولید بتن بسیار متضرر می شود. تولید سیمان به عنوان ماده اصلی ساخت بتن در ایجاد هشت تا 15 درصد تولید دی اکسید کربن جهان دخالت دارد.

از سویی، بازیافت بتن بسیار محدود است؛ خرد کردن بتن میزان قابل توجهی گرد و غبار تولید می کند و در آن بتن به سنگ ریزه هایی تبدیل می شود که می توان در صنایع مختلف از آن استفاده کرد.

گروه فناوری بتن در آلمان راه حلی را برای این مشکل ارائه کرده اند. راهبرد جدید آنها می تواند بتن را با کارایی و اثربخشی بازیافت کند: راز آنها استفاده از رعد و برق است.

رعد و برق بیشتر ترجیح می دهد از بین هوا و آب عبور کند نه اجسام جامد. اما این محققان آلمانی با استفاده از یک مطالعه 70 ساله که نشان می داد می توان طی دوره بسیار کوتاهی (کمتر از 500 نانوثانیه)  رعد و برقی ساخت که می تواند از آب عبور کرده و وارد جامد شود.

زمانی که رعد و برق به زباله های بتنی برخورد می کند، در طول مسیری که کمترین مقاومت را دارد سفر می کند یعنی موانعی بین سنگ های سیمان و ماسه.

این اقدام بتن را از هم می پاشد و آن را به مولفه های پایه تبدیل می کند و این حداکثر میزان بازیافت است.

خوشبختانه این فرایند فقط نظری نیست. محققان آلمانی توانسته اند رعد و برقی را در محیط آزمایشگاه تولید کنند که بتن را با سرعت یک تن در ساعت بازیافت می کند. این پژوهشگران پیش بینی می کنند سرعت 20 تن در ساعت می تواند بهره وری مطلوبی را به دست آورد. چنین شیوه بازیافت بتنی طی دو سال آینده به بازار عرضه می شود.

اگر این پیش بینی درست از آب درآید می توانیم در نهایت شاهد بهبود چشمگیری در بازیافت بتن در سراسر جهان باشیم. این بازیافت به آن معناست که سیمان جدید کمتری ساخته می شود، که از نظر تئوری میزان انتشار دی اکسید کربن جهانی را کاهش می دهد.
 




نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : بازیافت، بتن، رعد و برق، کاهش، آلودگی، زیست، محیط،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه نوزدهم مهرماه سال 1391
جام جم آنلاین: اینجا کوچه دخانیات حلبچه است و در بهار آن، درخت زندگی بدون اینکه قطره‌ای خون از دماغ کسی بریزد، ریشه‌‌ کن شده است و تیرخلاص با بمباران شیمیایی، پیکر صدها تن را نشانه‌ گرفته است.

رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور گسترده از گلوله‌های شیمیایی در عملیات‌های مختلف استفاده کرد و مردم نظامی و غیرنظامی را در شهرهای مختلف مرزی ناجوانمردانه آماج حملات وحشیانه خود کرد. حلبچه نقطه ثقل اصابت‌ بمب‌های شیمیایی ارتش عراق در حملات شیمیایی بود که حاصل آن مرگ صدها کودک، نوجوان، پیرمرد و پیرزن آن دیار بود. مجموعه «سفر به حلبچه» مروری است بر خاطرات حملات رژیم بعث عراق به این شهر است که در زیر یکی از خاطرات آن بازگو می‌شود:

امتداد دیوارهای بلوکی خیابان، با رسیدن به یک سه‌راهی به بیابان می‌رسد. کف زمین با لایه نازکی از پودر سفید فرش شده. مثل این است که روی زمین آهک پاشیده باشند. محله بوی مخصوصی می‌دهد، بویی که آرشیو ذهن شبیهی برای آن نمی‌یابد. نگاه‌مان برای یافتن موقعیت آن محل، به سمت راست متمایل می‌گردد. ناگهان تمامی حواس، در پشت صحنه دلخراشی زندانی می‌شود، صحنه پیکر دختری که رو به صورت روی زمین افتاده است. چشم‌های مبهوت، جسد دخترک را می‌نگرد. بی‌اختیار فریادم بلند می‌شود:

ـ سعید، سعید...

مقابل دهان و دماغ او، یک وجب کف جمع شده و پای چپش به طرز غیرطبیعی خم شده است. همین خمیدگی تکان محسوسی را به موازات ضربان قلب به پای دخترک می‌داد. حدسی مبهم، خط نگاه را، روی قفسه سینه او می‌کشاند. با اینکه حواس هنوز اسیر این صحنه است، ناباورانه فریاد دوم بلند می‌شود:

ـ نفس می‌کشد، زنده است...

بچه‌ها رسیده‌اند. چشم‌ها، با رسیدن آنها از پشت میله‌های این صحنه آزاد می‌شود. با فاصله 10 متر، هیکل کوچک پسربچه‌ای، قدم‌ها را به سوی خود می‌خواند. باز هم فریادی از روی اضطراب:

ـ این هم زنده است...

ظاهر پسربچه با خواهر احتمالی او فرقی ندارد. سفیدی چشم‌ها به رنگ خون درآمده و سیاهی هر دو چشم به یک سو متوجه است. بی‌اختیار نقطه‌ای موهوم را تماشا می‌کند. نفسش تنگ تنگ است. آب بینی و دهان بیشتر صورت او را پوشانده است. سینه خرخر عجیبی دارد. احمد سعی می‌کند دخترک را به هوش بیاورد. پسربچه را که بغل می‌کنیم، انگار تمام استخوان‌هایش شکسته است.

همگی با حالتی پریشان که هاله‌ای از وحشت را به خود پیچیده، آن دو را به کناری می‌کشیم. با فریاد یکی از همراهان، همه نگاه‌ها به سمت چپ آن سه راه لعنتی برمی‌گردد:

ـ اینجا، اینجا...

خدایا اینجا دیگر کجاست؟ با دهانی باز، خود را در مقابل یک گورستان رو باز می‌بینیم. با اینکه موقعیت محل کاملاً معلوم است، ولی همگی خود را گم کرده‌ایم. یک آن به نظر رسید که هیچ فرقی با آنها نداریم، انگار ما هم ایستاده مرده‌ایم. خشک‌مان زده است.

اجساد کودکان، زنان و مردان در خطوط موازی و مورب، تا انتهای کوچه ادامه می‌یافت. تماشای این همه مرده، برای ما که اجساد را از روی سنگ قبر زیارت کرده‌ایم، صحنه غیرقابل قبولی است. ای کاش فقط جگر را می‌خراشید، تمام احشا و امعای بدنمان را در چنگ خود گرفتار کرده است. انجماد سلسله اعصاب، که همگی را چون چوب، بر سر جایمان خشک کرده بود، با صدای یک خودرو که از اول کوچه دخانیات به این سو حرکت می‌کرد، رفته رفته باز شد.

یکی از بچه‌ها برای یافتن کمک به سر کوچه رفته بود و اکنون با یک ایفای غنیمتی که برای آوردن مهمات به عقب برمی‌گشت، کنار آن دو خواهر و برادر احتمالی ایستاده است. در حالی که در اغمای کامل به سر می‌برند، روی دو تشک، به پشت ایفا منتقل می‌شوند.

حواس‌های فراری، حالا کم‌کم جلد آشیانه‌هایشان شده‌اند. به خود آمده‌ایم، ولی پرچم سیاه عزا از دل‌هایمان بالا رفته است. با اینکه اشک را به یاری دل‌های عزادارمان می‌خوانیم، ولی انگار نه انگار. با همین احوال از کنار اجساد می‌گذریم.

مردی جوان به همراه یک بقچه بزرگ سفید رنگ، زنی در کنار یک چمدان باز، دو مرد، کودکی شیرخوار در آغوش مرد میانسال در کنار آستانه در، دخترکی پنج ـ شش ساله با یک نوزاد در آغوش یکدیگر، کودکی که کمرش توسط نبشی در ورودی تا شده، یک مادر با پنج کودک در مقابل در خروجی...

لحظه‌ای می‌ایستیم. حالا تصویر اجساد از کنار ما می‌گذرند.

یک پیرزن مثل عصای قدیمی‌اش، یک وانت‌بار پر از جنازه، صدای خرخر از وسط جنازه‌ها، راننده پشت فرمان مثل مومیایی‌ها است. صدایی مبهم از داخل خانه‌ها، صدای ناله، صدای شیون، دمپایی کوچک در کنار جسدی کوچک، دهانی نیمه‌باز با چشم‌های بسته...

در اینجا درخت زندگی، با کشتار این همه انسان، آن هم در بهار حلبچه ریشه ‌کن شده است. در اینجا، شعار «مرگ بر زندگی» بدون اینکه قطره‌ای خون از دماغ کسی بریزد ـ تحقق یافته است. در اینجا جای خالی زندگی، با تظاهرات مرگ، پر شده است. در اینجا تیز خلاص، با بمباران شیمیایی این چنین بر پیکر صدها تن از اهالی حلبچه نشسته است.

یک ساعت پیش، وقتی که هواپیما روی شهر شیرجه کرد، هیچکس فکر نمی‌کرد آن ابر سفیدی که خیلی زود فرو نشست، عوامل شیمیایی برای کشتن اهالی این کوچه باشد. تصور حالات این کودکان و نوزادان به هنگام وقوع بمباران، مرثیه‌ای است که ذکر مصیبت آن از منبر این قلم غیرممکن است.

صدها، بچه‌ها را به داخل خانه‌ها می‌کشاند. قبل از آن، افراد نیمه‌جان که از لابلای جنازه‌ها بیرون کشیده شده‌اند، شانس خود را برای زنده ماندن امتحان می‌کنند. به محض رسیدن آمبولانس، افراد نیمه‌جان به پشت آمبولانس منتقل شدند.

بعد از این همه کشته، سعید داخل زیرزمین یک خانه، خانواده‌ای سالم را کشف می‌کند.





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : یک، وانت‌، جنازه، دفاع مقدس،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391
به مناسبت آغاز سال تحصیلی
بر گردنم انداختم بابا پلاکت را تا اشک را خواندم نوشتم مشق امشب درد رنگ تمام سیب‌های دفتر من زرد

تکرار شد یک بار دیگر آب بابا،‌ آب

اما مدادم سرد دستم سرد تر از سرد

درس نخستم را نوشتم آب، جا خالی

عکس تو را نشناختم زیرش نوشتم مرد

هی زیر و رو کردم تمام خاطراتم را

نه هیچ تصویری تو را یادم نمی‌آورد

آن مرد در باران نیامد هرچه باران زد

هرچند این دفتر پر ست از واژه‌ی برگرد

بر گردنم انداختم بابا پلاکت را

نامی که مانده بر پلاکت دل‌خوشم می‌کرد

آموزگارم داد زد، گفتم بگو بابا!

نام بزرگت بر زبانم بود گفتم مرد





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : بر گردنم، انداختم، بابا، پلاک،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391
تظاهرات ضد ژاپنی
رسانه های خبری از حمله معترضین چینی به خودروی سفیر آمریکا در جریان تظاهرات ضد ژاپنی خبر دادند.


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وال استریت ژورنال، 50 معترض چینی که خشمگین از تصمیم ژاپن برای خرید جزایر مورد مناقشه از مالکان خصوصی بودند، روز گذشته به خودروی "گری لاک" سفیر آمریکا در چین حمله کردند.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در بیانیه ای اعلام کرد که معترضین خسارت جزئی را به خودروی سفیر آمریکا در چین وارد کردند و سفیر آسیبی ندیده است.

سفارت آمریکا در پکن در نزدیکی سفارت ژاپن قرار دارد و در روزهای اخیر هزاران نفر از مردم چین مقابل سفارت ژاپن تجمع کردند.

در جریان این تظاهرات معترضین چینی حتی پرچم آمریکا را به آتش کشیده و خشم خود را از سیاست های مداخله جویانه این کشور ابراز کردند.

در این بیانیه به جزئیات حمله و انگیزه اصلی معترضین اشاره نشده است اما احتمالا دخالت های آمریکا در امور کشورهای آسیا دلیل اصلی این اقدام است.

به نوشته وال استریت ژورنال، این حمله درست زمانی روی می دهد که "لئون پانتا" وزیر دفاع آمریکا قرار است با مقامات نظامی و رهبران غیرنظامی چین در پکن دیدار کند.

همچنین در هشتاد و یکمین سالروز اشغال سرزمین منچوری چین توسط ژاپن در سال 1931 پیش از جنگ جهانی دوم موج جدید تظاهرات ضد ژاپنی روز سه شنبه در سراسر چین آغاز شد و هزاران چینی خشم خود را از استعمار کشورشان توسط ژاپن و همچنین ادعاهای این کشور درباره جزایر مورد مناقشه در دریای چین شرقی ابراز کردند.




نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : تظاهرات، ضد ژاپنی، دامن، سفیر، آمریکا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه بیست و نهم شهریورماه سال 1391
بله برون
در فرهنگ ها و قومیت های مختلف ایران، مراسم بله بران نامهای متفاوتی دارد: در تهران به این مراسم بله بری یا بله برون یا خرج بُری می‌گویند....

                                                         
مجلس بله بران بیشتر هنگام شب و با حضور بزرگان و ریش سفیدان دو خانواده دختر و پسر و در خانه پدر دختر برگزار می‌شود. هدف از این مجلس، تعیین شرایط مادی و معنوی عروسی و ازدواج و پذیرفتن شروط خانواده عروس از طرف خانواده داماد است
مهربرون (مهربران) یا خرج برون (خرج بران) یکی از مراسم قدیمی‌ و سنتی ازدواج در ایران است. برخلاف آنچه که امروز می‌بینیم، این مجلس در واقع یک مجلس مردانه است که در آن مهریه و شیربهای عروس توسط خانواده های دو طرف (عروس و داماد) تعیین می‌شود.

نوع زنانه همین مجلس را بله بران می‌گویند که در واقع مراسم کسب توافق خانواده ها درباره جزئیات ازدواج است. اما امروز این دو رسم با هم یکی شده اند و در آنها زن و مرد و بچه و بزرگ حضور دارند. معمولا این مراسم مهم، بعد از جلسه خواستگاری و قبل از عقدکنان برگزار می‌شود.

سابقه تاریخی بله برون
مجلس بله بران بیشتر هنگام شب و با حضور بزرگان و ریش سفیدان دو خانواده دختر و پسر و در خانه پدر دختر برگزار می‌شود. هدف از این مجلس، تعیین شرایط مادی و معنوی عروسی و ازدواج و پذیرفتن شروط خانواده عروس از طرف خانواده داماد است.

حالا چرا بله برون؟
بعد از آنکه مراسم خواستگاری به سرانجام رسید و دو خانواده کم و بیش اطمینان به سرانجام یافتن ازدواج پیدا کردند، خانواده داماد از خانواده عروس درخواست برگزاری جلسه «مهر بران» می‌کند. در گذشته رسم بر این بود که هر موقع خانواده داماد برای روز مشخصی درخواست می‌کردند، خانواده عروس مخالفت کرده و یکی دو روز دیرتر را قرار می‌گذاشتند.

علت هم این بود که خانواده عروس نشان دهند عجله‌ای در شوهر دادن دختر خود ندارند! در روز تعیین شده، داماد به اتفاق چند نفر از مردان معتبر خانواده‌اش به خانه عروس می‌رفتند.
پدر عروس هم مردان معتبر خاندانش را دعوت می‌کرد. هدف از برگزاری این جلسه، توافق بر سر میزان مهریه عروس است. معمولاً نتیجه توافق دو خانواده بر برگه‌ای با خط خوش نوشته می‌شد و داماد زیر آن قباله را امضا می‌کرد و متعهد می‌شد که به آن پایبند باشد. دیگران هم با امضای قباله آن را گواهی می‌کردند.

بزرگان دو فامیل درباره میزان مهریه، شیربها و در برخی از فرهنگ ها باشلق و کم و کیف پرداخت آن، اسباب سرعقد، پول حمام عروس، رخت و لباس و زیورآلات و جواهرات عروس، هزینه های عروسی و نحوه تامین آن، کم و کیف مراسم و جشن عروسی، تعداد مهمانان عروس و... تصمیم می‌گیرند. بعد از توافق طرفین، تعهدات در دو نسخه مکتوب می‌شود و پدر داماد و پدر عروس و بزرگان مجلس امضا می‌کنند.

اسامی‌ مختلف بله برون
در فرهنگ ها و قومیت های مختلف ایران، مراسم بله بران نامهای متفاوتی دارد: در تهران به این مراسم بله بری یا بله برون یا خرج بُری می‌گویند. مردم گیل و دیلم، صورَت هَگیری (صورت گرفتن) یا ثبت هگیری (ثبت گرفتن) می‌گویند. خراسانیها به بله برون، جواب اِستَنی (جواب استاندن یا جواب گرفتن) و یا کفش پاکِنی (کفش به پاکردن) می‌گویند. در شاهرود: حرف تمام کردن در کازرون: شرط کنان، در توابع دماوند: خرج بُری، در سروستان فارس بله برون در قم گلاب گیرون یا مهربرون، در شیراز مهر برون یا بله برون، در ایل ممسنی باشلُق برون یا کدخدا کِشون و در روستاهای گرگان، قندشکنی می‌گویند.

آداب و رسوم بله برون
در بیشتر فرهنگهای ایران زمین، رسم است در مراسم بله برون، که خانواده داماد هدایایی را برای عروس می‌برند و او را نامزد یا نشان پسرشان می‌کنند و به میمنت و مبارکی این پیوند، قند می‌شکنند. در خراسان یک حلقه انگشتر و در روستاهای خراسان یک جفت کفش و گاهی یک دست لباس اضافه بر انگشتر و کفش به همراه مقداری نقل و نبات و قند و چای و حنا و چند سکه نقره نیز به خانه عروس می‌برند.

پذیرایی در بله برون
پذیرایی در مجلس بله برون معمولا ابتدا با چای و شربت و میوه شروع می‌شود و بعد از انجام توافقات شیرینی توزیع می‌شود. به همین علت گاه به این مراسم شیرینی خوران نیز می‌گویند. در برخی از فرهنگ ها و خصوصا در فرهنگ هایی که خرج بله برون را خانواده داماد می‌داده، شب بعد از مجلس بله برون، داماد و بستگانش را به شام دعوت می‌کنند. برخی هم همان شب بله برون، از کلیه مهمانان در منزل پدر عروس با شام پذیرایی می‌کنند


جمع اوری:سجاد رضایی
پیوست:بی بی سی نیوز




نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : سابقه، تاریخی، بله برون،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه شانزدهم شهریورماه سال 1391
زیست شناسی

پردیس ثابتی

پردیس ثابتی (زاده ۱۳۵۴ در تهران) اکنون زیست شناس برجسته ایرانی-آمریکایی اهل فلوریدا و ساکن ماساچوست در ایالات متحده آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد است.



ثابتی سومین زنی در تاریخ است که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل (به لاتین: Summa Cum Laude) از مدرسه پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شده است.
وی بعنوان یکی از سرشناس ترین محققان آمریکا در زمینه بررسی ژنوم مالاریا، از بنیاد بیل و ملیندا گیتس بالغ بر ۲ میلیون دلار بودجه تحقیقاتی دریافت کرده است
پردیس ثابتی اخیرا نیز به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره نابغه جهان از سوی گروه بین المللی Creators Synectics معرفی شده است.
شبکه خبری سیانان نیز در سال ۲۰۰۷، ثابتی را به عنوان «یکی از ۸ نوابغی که دنیای ما را متحول خواهند ساخت» معرفی کرده است.
تحقیقات وی در خصوص تکامل انسانی در طیف وسیعی از نشریات معتبر علمی و تحقیقاتی جهان نظیر نیچر و ساینس منتشر شده است. دکتر ثابتی که تاکنون بالغ بر ۲۰ اثر علمی و تحقیقاتی را به رشته تالیف درآورده است.

وی همچنین عضو هیئت ناظرین متخصص در گردهمایی سال ۲۰۰۸ مجمع جهانی اقتصاد بود.


فضا نوردی

انوشه انصاری


او متولد شهر مشهد درایران است . انوشه همیشه عاشق فضا و فضانوردی و درپی راه یافتن به فضابوده ‌است . وی در سال۱۳۶۳ (۱۹۸۴) به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد.

وی اولین فضانوردایرانی الاصل دنیاست و اولین زن کیهان‌گرد و چهارمین نفری است که هزینهٔ سفر فضایی خود را پرداخت کرده‌است. او همچنین پس ازعبدالاحد مومند فضانوردافغان دومین فضانورد فارسی ‌زبان است. انصاری ترجیح می‌دهد درمورد خود از عنوان «فضانورد همراه» به ‏‏جای واژهٔ «گردشگر فضایی» استفاده کند.


ژنتیک

رکسانا مصلحی

رکسانا مصلحی یک متخصص ژنتیک است که اکثر تحقیقات و پژوهش های وی در رابطه با سرطان و راه های درمان آن معطوف بوده است .



او در ایران متولد شد و در کانادا رشد کرد و هم اکنون استادیار بخش ژنتیک دانشگاه نیویورک است .وی در دانشگاه کلمبیا تحصیلات خود را سپری کرد و جوایزی را در زمینه تدریس و شیوه ی خوب علم آموزی در یافت کرده است .


ریاضیات
مریم میرزاخانی

 



دکتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن دادند. مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ی فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت . سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه ی ۱ طلای جهانی را به دست آورد.

میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال 76 است.


ادبیات

دکتر آذر نفیسی

 


نویسنده و استاد دانشگاهی ایرانی در دانشگاه جانز هاپکینز است که هم اکنون در آمریکا زندگی می‌کند.
معروف‌ترین اثر وی کتاب پرفروش لولیتاخوانی در تهران است.که توجه زیادی را به خود جلب کرد و به ۳۲ زبان ترجمه شده‌است. کتاب دوم او با نام آنچه درباره‌اش سکوت کرده‌ام، به یک زندگینامه نزدیک‌تر است. رمانی که زندگی خاندان نفیسی از کودکی نویسنده تا زمان از دست‌دادن پدر و مادرش را روایت می‌کند.وی در حال حاضر استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه جانز هاپکینز و سخنران میهمان در موسسه سیاست خارجی آن دانشگاه در دانشکدهٔ مطالعات پیشرفتهٔ بین‌المللی (سایس) واقع در واشینگتن آمریکاست.

او دختر احمد نفیسی شهردار سابق تهران، و نزهت نفیسی (از نخستین زنانی که به مجلس شورای ملی راه یافت). آذر نفیسی با بیژن نادری ازدواج کرده، صاحب دو فرزند به نام‌های نگار و دارا می‌باشد. برخلاف آنچه در کتاب ایشان مطرح شده‌است آذر نفیسی به هیچ وجه برادرزادهٔ استاد سعید نفیسی نبوده‌است. در مورد نسبت ایشان با سعید نفیسی استاد ادبیات معاصر ایران ذکر این نکته کافی است پدر بزرگ پدری این بانو پسر عموی نا تنی پدربزرگ سعید نفیسی بوده‌است.


خبرنگاری

کریستین امانپور



کریستین امان‌پور فرزند محمد امان‌پور مدیر هواپیمایی ایرانی و همسر بریتانیایی او پاتریشیا است. کریستین تحصیلات خود را تا سن یازده سالگی در ایران و پس از آن تا پایان دوره دبیرستان در بریتانیا انجام داد. سپس به دانشگاه رودآیلند در آمریکا رفت و تحصیل خود را در رشته روزنامه‌نگاری در در سال ۱۹۸۳ به پایان رساند.

کریستیان امانپور مجری برنامه «این هفته» در شبکه ای‌بی‌سی است. او پیش‌تر گزارشگر ارشد بخش اخبار بین‌المللی شبکه خبری سی‌ان‌ان بود. او یکی از خبرنگاران نامدار ایالات متحده آمریکا است.

او از خبرنگاران جنگی متبحر جهان به شمار می‌رود. گزارش‌های امان‌پور از بالکان باعث شد که در سال ۱۹۹۴ جایزه امی دو جایزه جورج فاستر پیبادی، دو جایزه جورج پولک و جایزه شجاعت در گزارشگری دریافت کند.

او همچنین مصاحبه‌های بسیاری انجام داده‌است که از آن جمله می‌توان به مصاحبه با ژاک شیراک ۲۰۰۳ (قبل از جنگ عراق)، محمود عباس ۲۰۰۳، ملک عبدالله ۱۹۹۹، پرویز مشرف ۲۰۰۱، یاسر عرفات ۲۰۰۰ و محمد خاتمی ۱۹۹۷ اشاره کرد.

او به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و فارسی مسلط است.


موسیقی

گلنوش خالقی

 



روح الله خالقی به همراه دخترش گلنوش


گلنوش خالقی فارغ التحصیل مدرسه ملی موسیقی تهران می باشد, استادان وی جواد معروفی و حسین صبا بودند..او یکی از معروفترین رهبران ارکستر است وهم اکنون ساکن واشنگتن است و به همراه شوهرش  استفان کرک و دو فرزندش زندگی می کند...


زهره جویا



زهره جویا در مشهد به دنیا آمد. او از پدری افغان ( اهل هرات) و مادری ایرانی زاده شده است. در هنر آوازخوانی خانم جویا ، نه تنها تاثیر این دو فرهنگ ، بلکه رد پای موسیقی اروپایی نیز بسیار برجسته می‌باشد.
زهره جویا مدرسه را در ایران به پایان رسانده وبرای آموختن موسیقی به اروپا رفت وتحصیلات عالی اش را دراین رشته در آمستردام و بعداً در دانشسرای هنرهای زیبای وین – اتریش – به پایان رسانده‌است و در رشته «اپرا» فوق لیسانس گرفته‌است.

جویا با اجرای کنسرت‌هایش، نه تنها درعرصه‌های موسیقی ایرانی و افغانی هنرنمایی کرده‌است، بلکه دراجرای اپراها درکشورهای غربی نیز از محبوبیت خاصی برخوردار گشته‌است.

زهره جویا، پیوسته با هنرش به موسسات خیریه و نهادهایی که برای تامین حقوق زنان تلاش می‌ورزند مددکاری نموده‌است. وی با فعالیت‌های هنریش، با گروه‌های نیکوکاری به ویژه سازمان‌های خارج از کشور که برای حقوق زن در افغانستان فعالیت دارند، کمک و همکاری دارد.


لیلی افشار


لیلی افشار، متولد ۱۳۳۸ در تهران، از ده سالگی فراگیری گیتار را آغاز کرد . وی با درجه لیسانس و فوق لیسانس موسیقی در رشته نوازندگی گیتار از "کنسرواتوآر بوستون" و "کنسرواتوآر موسیقی نیوانگلند" فارغ‌التحصیل شد و نخستین زنی در جهان بوده که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شده است.

خانم افشار مدتی نیز در "مرکز هنرهای تجسمی بنف" و "فستیوال موسیقی اسپن" تحصیل کرده و دیپلم افتخاری "آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا" ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است

او مدارک دیگری نیز در نوازندگی گیتار از کنسرواتوار موسیقی بوستون، نیوانگلند، دانشگاه ایالتی فلوریدا دارد. وی در مرکز آموزش هنرهای زیبای بناف (Bnaff) تحصیل کرده‌است. دارای مدارک افتخاری از آکادمی موسیقی کیجیانا واقع در شهر سینای ایتالیا است.

لیلی افشار کرسی پروفسوری خود را برای "دانشگاه ممفیس" در سال ۱۹۸۹ بدست آورد و هجده سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار در دانشگاه ممفیس را اداره می‌کند، که در آنجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال ۲۰۰۰ به وی تعلق گرفته است .


دختر شایسته


آمونا امیری


دختر شایسته ی کانادا در سال 2007


نازنین افشین جم


دختر شایسته ی جهان در سال 2003


شرمین شاریور


برنده ی جایزه ی دختر شایسته ی آلمان و اروپا در سال 2004 و 2005

تنیس

ارغوان رضایی


بازیکن ایرانی - فرانسوی در سطح برتر تنیس دنیا


مدلینگ_هنرپیشگی


کلودیا ( شقایق ) لنکس


مدل مشهور جهانی


کاترین بل

 

بازیگر انگلیسی-آمریکایی ایرانی-تبار سریال‌های تلویزیونی (JAG) آمریکا است.
کاترین در ۱۴ اوت ۱۹۶۸ در لندن بدنیا آمد. او از پدری اسکاتلندی و مادری ایرانی زاده شده. والدینش بعداً از همدیگر جدا شدند.
کاترین سپس در ۳ سالگی به همراه مادرش مینا به لس آنجلس رفت. او در زمان کودکی در تبلیغ‌های تلویزیونی زیادی ظاهر گردید، و قصد داشت که پزشک یا مهندس بیومدیکال بشود سر از حرفه مدل تمام وقت در آورد.

او به زبان‌های انگلیسی و فارسی تسلط دارد.





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : زنانی، روزی، ایرانی، زن ایرانی، افتخار، ایرانیس، دختر،
لینک های مرتبط :
          
شنبه سوم تیرماه سال 1391


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات