تبلیغات
بی بی سی نیوز - مطالب اخبار استان
بی بی سی نیوز
پایگاه خبری بی بی سی نیوز خراسان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ در13/10/2011 طراحی شده است
پایگاه خبری بی بی سی نیوز با افتخار اعلام میکند ما شعارمان اخباری متفاوت است.
برای دیدن اخبار فقط یک کلیک فاصله است.بی بی سی نیوز احوالی خوش برایتان ارزو مند است.سیت از واشنگتن اپدیت میشود.
با تشکر
سجاد رضایی

مدیر وبلاگ :سجاد رضایی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
از این وبلاگ راضی هستید؟؟




تجاوز سه دوست
ماجرای دختر جوانی که الان در گوشه‌ای از اتاق با خود حرف می‌زد و پدر و مادری که هنوز حقیقت را باور نکرده‌اند.

حالا دیگر شاید همه چیز برایش تمام شده بود بلاهت را او مرتکب شده بود یا پدرش و حتی مادر که لحظه‌ای درنگ نکرده بود تا حرف‌هایش را گوش کند، انگار همیشه و شاید تا همین چند روز پیش هم گمان می‌کردند او همان دختربچه دو ساله‌شان است که کلمات را بریده بریده ادا می‌کند و همه را به خنده وا می‌دارد و باید شکستنی‌ها را از جلو دستش دور کنند تا صدای جرینگ شکستن نیاید.

پدر چه می‌توانست بکند. فقط از کلافگی با بدخلقی به نقطه‌ای موهوم خیره مانده بود مادر هم دست کمی از او نداشت. منصفانه بود که همه تقصیرات را گردن مینا بیندازند یا نه؟دیگر هر چه بود و هر که مقصر بود یا نبود پای آن‌ها به اداره پلیس آگاهی باز شده بود.

پدر مدام خاطره دوران کودکی دخترش از جلو چشمانش رژه می‌رفت عادت داشت که همیشه بگوید، عسل بابا کیه؟ و مینا کوچولو با زبان شیرین کودکانه بگوید: من.

حالا چه شده بود که با سپری شدن زمان و پس از چند سال پدر تهدیدش کرده بود که اگر جیک بزند با کمربند سیاه و کبودش می‌کند و نمی‌گذارد نفس بکشد. پدر حتی خطاب به مادر، طوری که مینا هم بشنود گفته بود:
اگه فقط یک بار دیگه دست از پا خطا کنه، سرشو می گذارم لب جوی و بیخ تا بیخ می‌برم...

مینا تشر خورده شده بود، جرات نداشت حرفش را که تا چند روز پیش آن قدر‌ها هم مخفیانه نبود و حالا راز و حرف دلی پنهانی شده بود به زبان بیاورد حتی جرات نداشت به نزدیک‌ترین دوستش هم بگوید که در رابطه جدیدش باید چه کند و صلاح و مشورت بگیرد. چند هفته‌ای بود که مینا با پسری به نام امید که بلند قامت و سبزه رو بود آشنا شده بود امید خوش صحبت بود و اولین بار مینا او را در یک کتابفروشی دو دهنه واقع در خیابان انقلاب دیده بود کی فکرش را می‌کرد، آشنایی‌ای که از کتابفروشی شروع شده باشد به آن جا ختم شود.

امید یک پراید قرمز هاچبک هم داشت که چند باری همراه مینا با همان پراید رفته بودند گردش و دو مرتبه هم ناهار را با هم در رستوران خورده بودند.

مینا یک روز تردید ودودلی‌اش را کنار گذاشت و دل را به دریا زد و به مادرش گفت:
- مامان، اگه دختری با پسری آشنا شود، دختر بدی است؟

مادر که همیشه کارهای شخصی‌اش برایش بیشتر اهمیت داشت تا مسائل خانوادگی و حتی درد دل‌های شوهرش، با بی‌اعتنایی گفت:
- باید سر اون دختر به زمین خورده باشه که بخواد دوست بشه، مگه این بابات نیست که الان شوهره منه، تازه اسمش تو شناسنامه‌ام هست، خودت ببین چه گلی به سر ما زده مثلاً، اصلاً آدم باید احمق باشه که شوهر کنه، بعدش هم نکنه خبرهایی شده؟

مینا سکوتی چند ثانیه ای کرد و بعد جواب داد:
- نه، همین طوری پرسیدم. آخه فکر می‌کنم یکی از دوستانم تو دانشگاه با یک نفر دوست شده است.

مادر گفت:
- تو که خودت خوب می‌دونی باید دور این چیزها را خط بکشی، بابات اگه بفهمه از خونه می‌اندازدت بیرون. از منم اگه می شنوی همینو بگم که گور بابای این حرف‌ها، مرد خوب اونیه که زیر خاکه.

مینا دیگه هیچ نگفته بود. سه، چهار مرتبه دیگر هم با امید رفته بودند بیرون. امید گفته بود که مهندس الکترونیک است و در یک شرکت خصوصی کار می‌کند. بعد هم وقتی دیده بود مینا از او خوشش آمده بحث ازدواج را پیش کشیده بود.

یک بار دیگر هم مینا دو دل شده بود که همه ماجرا را به مادرش بگوید. مادر چند روزی شک کرده بود که چرا او طولانی مدت با تلفن همراهش صحبت می‌کند بعد گفته بود که پدرش هم به او مشکوک شده است همان شب پدر که انگار از صبح دمغ بود و تو هم، شب که به خانه آمد پیله کرد که چرا این دختر خوابیده است مینا نخوابیده بود به اسم خواب و بهانه خستگی رفته بود تو اتاقش و پتو را هم کشیده بود روی صورتش که مثلاً خوابیده است اما خوابی در کار نبود از ترس پدر و این که احتمال می‌داد مادرش به پدر بگوید برای این که با او رو در رو نشود خودش را به خواب زده بود.

پدر در اتاق مینا را باز کرد و وقتی دید پتو را کشیده روی سرش و جنب نمی‌خورد، در را محکم بست و بعد رو به مادر صدایش را بلند کرد:
- به این دختر بگو همین فردا می رم مخابرات تلفنشو قطع می‌کنم، پول مفت ندارم که این دختره با یه مشت پدر سوخته صحبت کنه، کم پول می‌دم واسه دانشگاهش. اگه عرضه داشت دانشگاه دولتی قبول می‌شد. حالا پول موبایلش را هم من باید بدهم لابد تا چهل سالگی باید تو این خونه بمونه و خرجش گردن من باشه و نون مفت بخوره.

مادر بی‌اهمیت و بی‌تفاوت سیب زمینی پوست می‌کند و زل زده بود به تلویزیون. بعد از سر بی‌اعتنایی یا شاید ترس آبرو تو در و همسایه زیر لب گفت:
- حالا که خوابیده. فردا به خودش بگو. داد نزن آبرومون میره.

پدر انگار مرغی که ناغافل به سمتش سنگ پرانده باشی بیشتر از کوره در رفت و صدایش بلندتر شد:
- آبرو؟ این دختر. هر غلطی دلش می‌خواهد می‌کند، بعد به من میگی آبرو؟ تو اگه سرت می‌شد، دو تا می‌زدی تو دهنش. بهش بگو اگه دست از پا خطا کنه سرشو می‌گذارم روس سینش. با کمربند سیاه و کبودش می‌کنم. حق دانشگاه رفتن ندارد.

مینا صبح زود برای آماده شدن و رفتن به دانشگاه چنان پنهانی از خانه بیرون رفت و پاورچین پاورچین قدم برداشت که هیچ کس نفهمید او دارد می‌رود!

کارآگاه سروان رمضانی با مهربانی نگاهی دوباره به مینا می‌اندازد و می‌گوید:
-آدرس و مشخصات دقیق‌تری از امید نداری؟

مینا همین طور که سرش را پایین انداخته و به موازاییک ‌های کف اتاق خیره شده بود زیر لب می‌گوید:
نه، فقط همین شماره تلفن را ازش دارم که شما هم می‌گوید اعتباری است.

سروان رمضانی می‌پرسد: جایی هم که با او رفتی یادت نیست دقیقا کجا بود؟
دقیقا نه. اما اطراف پاساژ علاالدین بود.همان جایی که گوشی موبایل می‌فروشند.فکر کنم پشتا آن پاساژ بود.می‌گفت پدرش چندتا مغازه بزرگ تو پاساژ دارد.می‌گفت خودش هم طراح و تعمیرکار تلفن همراه است.

سروان روی صندلی اش تکان خورد، آهی کشید و با تاسف پرسید:
-چرا به این فکر افتادی که باهاش فرار کنی؟
مینا بغضش را فروبرد ترکید:
- من نمی‌خواستم باهاش فرار کنم. چند مرتبه خواست به مادرم بگویم و با او مشورت کنم. حرفی نبود که بتوانم به هم کس بگویمش. با دختر همسایه‌مان صحبت کردم. مادرم کلا از مرد‌ها متنفر است. اما دختر همسایه‌مان حتی با اینکه از شوهرش جدا شده بازهم از مرد‌ها بد نمی‌گوید. او به من گفت که می‌توانم با امید دوست باشم. بهم گفت اگه می‌خواهم بفهمم که مرا دوست دارد یا نه ازش بخواهم که برایم هدیه بخرد.

من چند روز بعد از آشنایی‌ام با امید بهش گفتم که سه روز بعد تولدم است. امید هم درست سه روز بعد که همدیگر را دیدیم یک دسته گل بزرگ با یک حلقه طلا برای من خرید.حلقه طلا را تو کشوی میز اتاقم پنهان کردم و دسته گل را هم از ترسم نزدیکی‌های خانه‌مان انداختمش توی جوی آب و فقط یک گلش را یادگاری نگه داشتم. اون روزی هم که فرار کردیم، قرار نبود فرار کنیم.یعنی امید هیچ چیزی به من نگفته بود. به هوای غذا خوردن سوار ماشین امید شدیم و رفتیم آبعلی. بعد هم امید گفت که بد نیست یه سر بریم شمال و تا غروب نشده برگردیم.
اما شب شد و با تاریکی خوردیم. امید گفت که چراغ ماشینش سوخته و الان هم تعمیرگاه بسته‌اند و این طوری اگه برویم تو جاده خطرناکه و حتما تصادف می‌کنیم. بعد هم گفت که نگران نباشیم و آن شب را می‌رویم تو ویلای یکی از دوستان پدرش.

اما وقتی رفتیم تو ویلا دیدم سه پسر دیگر هم آنجا هستند..... هرچه جیغ زدم بی‌فایده بود.اصلا صدایم به هیچ جا نرسید.
سروان پرسید: نشانی وبلا را بلدی؟ تو کدوم شهر شمال بود؟
مینا با هق هق جواب داد:
- نه، هیچی یادم نمی‌آید. هوا تاریک بود و نفهمیدم از کدام طرف رفتیم.
- سروان رمضانی چند برگ کاغذ را گذاشت جلو مینا تا او پایین حرف‌هایش را امضاء کند.

بیرون پدر دست کرده بود بین موعایش و به نقطه‌ای خیره شده بود. مادر هم دست کمی از او نداشت. انگشت به دهان و حیران عین خوابگرد‌ها تو راهرو اداره آگاهی آهسته قدم می‌زد. گرچه حدود یک ماه و نیم طول کشید تا از روی چهره نگاری امید و سه همدستش دستگیر شوند، اما مینا گوشه‌گیر شده بود و گاهی با خودش حرف می‌زد و دیگر قدرت اشک ریختن نداشت.




نوع مطلب : حوادث، اخبار استان، استان تهران، 
برچسب ها : تجاوز، سه، دوست، دختر جوان، پلیس آگاهی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه هشتم شهریورماه سال 1392
43-122.jpg

رییس پلیس راه استان قم از ممنوعیت و محدودیت تردد در محور «سلفچگان - قم» در روز جمعه هشتم شهریور ماه خبر داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی قم، سرهنگ «اردشیر جمشیدی‌راد» در این زمینه افزود: برای افزایش ایمنی، ایجاد کشش و تسهیل در امر عبور و مرور، محدودیت و ممنوعیت در این محور به مرحله اجرا گذاشته می‌شود.

وی ادامه داد: تردد تریلرها به استثناء حاملان مواد سوختنی و فاسدشدنی، از ساعت 17 تا 22 روز جمعه هشتم شهریورماه از سلفچگان به قم ممنوع است.

رییس پلیس راه استان قم با اشاره به مرحله‌ی دوم تعطیلات تابستانی و افزایش حجم تردد در محورهای مواصلاتی استان از رانندگان وسایل نقلیه خواست که وسیله‌ی نقلیه خود را برای سفرهای تابستانی آماده و پیش از سفر سیستم‌های آن را به‌ویژه ترمز، چراغ‌ها و سیستم خنک‌کننده‌ی موتور را کنترل کنند.

جمشیدی‌راد توصیه کرد پیش از سفر مقصد خود را مشخص کنید و با تنظیم وقت خود از عجله در طول سفر بپرهیزید و برای اطلاع از وضعیت ترافیک راه‌ها و انتخاب مسیر در طول شبانه‌روز با مرکز پیام راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی تماس بگیرید.

به گفته‌ی وی، پیش از حرکت کمربند ایمنی خود را ببندید و اطمینان حاصل کنید که دیگر سرنشینان نیز کمربند ایمنی خود را بسته‌اند.

رییس پلیس راه استان قم یادآور شد: از سرعت و سبقت غیرمجاز، انحراف و تجاوز به چپ جداً خودداری کنید و به میزان ظرفیت وسیله‌ی نقلیه خود سرنشین و بار حمل کرده و از جابجایی اعضای خانواده و مسافر در اتاق بار وانت بارها و کامیونت‌ها خودداری کنید.





نوع مطلب : اخبار استان، قم، 
برچسب ها : تردد، تریلر، محور، سلفچگان، قم، ممنوع،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه هفتم شهریورماه سال 1392
واژگونی اتوبوس حامل دانش‌آموزان
رییس اورژانس خراسان رضوی از واژگونی یک دستگاه اتوبوس حامل دانش‌آموزان در مشهد خبر داد که طی آن یک تن کشته و 15 تن نیز مجروح شدند.


دکتر محمدرضا مهری در گفت‏‌وگو با خبرنگار حوادث ایسنا - منطقه خراسان، در این باره، افزود: در این سانحه رانندگی 15 دانش‌آموز مصدوم شدند و یک کارگر شهرداری نیز جان باخت.

دکتر مهری با اشاره به انتقال مصدومین به بیمارستان‌، اظهار کرد: وضعیت عمومی دانش‌آموزان تا کنون خوب گزارش شده است و تنها راننده از ناحیه ران دچار شکستگی شده است.

دانش‌آموزان محبوس شده اتوبوس در مشهد نجات یافتند

مجید شادی مدیرحوزه 2 آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد نیز در پاین حادثه اظهار کرد: سه گروه نجات از ایستگاه‌های 3، 5، 7 و یک دستگاه جرثقیل آتش‌نشانی به محل حادثه اعزام شدند که بعد از بلند کردن ماشین توسط جرثقیل پنج دانش‌آموز محبوس شده در اتوبوس را نجات دادند.

وی با بیان اینکه به علت این حادثه در این منطقه ترافیک چند کیلومتری به وجود آمده بود، اظهار کرد: دانش‌آموزان به اورژانس انتقال پیدا کردند.

حسین محمدزاده کارشناس مسوول روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان رضوی در گفت‌وگو با ایسنا، گفت: حادثه امروز منجر به مصدوم شدن 15 دانش‌آموز در مشهد شد.

وی افزود: از تعداد مصدومان چهار نفر آنها ترخیص شده و 11 نفر دیگر دچار شکستگی شده‌اند.

وی تصریح کرد: این اتوبوس از طرحی به نام "جبهه در همین نزدیکی" که در بهشت رضا(ع) به نمایش گذاشته شده بود بازمی‌گشتند که زمان بازگشت با وانت شهرداری که هیچ علامت هشدار دهنده‌ای نداشته، برخورد می‌کنند.

محمدزاده اظهار کرد: دانش‌آموزان این اتوبوس متعلق به هنرستان راه و توسعه تبادکان بودند.

رییس پلیس راهور خراسان رضوی: علت سانحه، برخورد با وانت نیسان است

سرهنگ حمیدرضا جعفری رییس پلیس راهور خراسان رضوی نیز در گفت‌وگویی با ایسنا، گفت: برخورد با وانت نیسان علت حادثه یاد شده است.

وی ادامه داد: وانت نیسان تخلیه گل شهرداری وسط آیلند زیر پل در حال تخلیه بار خود بود که اتوبوس با این وانت نیسان مواجه می‌شود.

رییس پلیس راهور خراسان رضوی تصریح کرد: اتوبوس ضمن برخورد با وانت نیسان به سمت راست منحرف می‌شود و ابتدا به کارگر شهرداری برخورد کرده و موجب مرگ وی می‌شود و سپس وارد فضای سبز می‌شود، اما واژگون نمی‌شود.

جعفری اظهار کرد: این اتوبوس حامل دانش‌آموزانی بود که از اردو باز می‌گشتند و آسیب‌هایی که دانش‌آموزان دیدند تماما سطحی بوده است.




نوع مطلب : اخبار استان، حوادث، 
برچسب ها : واژگونی، اتوبوس، حامل، دانش‌آموزان، مشهد،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه پانزدهم آذرماه سال 1391

آتش‌نشانی کرمان، اگرچه هم‌اکنون بهترین نوع خدمات امداد و نجات را در انواع حوادث در این کلانشهر ارایه می‌کند اما متاسفانه عده‌ای با تماس با خط 125 و درخواست کمک برای حادثه‌ای که رخ نداده، باعث بروز اختلال در این خدمات‌رسانی می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کویر، بسیاری که نه، همه مردم سال‌های سال است که عادت کردند به محض مشاهده حادثه‌ای، بلافاصله خط 125 را شماره‌گیری کنند؛ حالا این حادثه، چه آتش‌سوزی باشد، چه تصادف، چه حادثه پرت شدن از کوه، چه اینکه کسی در چاه سقوط کرده باشد، چه حیوانی وحشی در جایی ببینند و چه کسی در آسانسور گیر کرده باشد؛ به محض اینکه کسی در جریان هر یک از این حوادث قرار گیرد با خط 125 تماس می‌گیرد و از این لحظه به بعد، این ماموران امداد و نجات آتش‌نشانی هستند که برای نجات جان و مال فرد حادثه دیده جان خود را به خطر می‌اندازند؛ این را هم، بسیاری که نه، همه مردم به خوبی می‌دانند.

اما در حال حاضر و در شرایطی که آتش‌نشانی کرمان به اذعان همگان، به اتکا نیروهای توانمند خود و تجهیزات به روزی که دارد، خدماتی را ارایه می‌دهد که از کیفیت بالایی برخوردار بوده اما این خدمات‌رسانی در کرمان هم‌اکنون با یک مشکل بزرگ روبرو شده است؛ آتش‌نشانی، طبق وظیفه ذاتی خود، بلافاصله پس از اطلاع از رخداد حادثه‌ای که از طریق خط 125 در جریان آن قرار گرفته، اکیپ‌های امداد و نجات خود را به همراه امکانات و تجهیزاتی که دارد، به محل حادثه اعزام می‌کند اما در بسیاری مواقع، ماموران آتش‌نشانی پس از حضور در محلی که اعلام شده متوجه می‌شوند چنین حادثه‌ای اصلا رخ نداده و این تماس، مزاحمتی بیش نبوده است! این تماس‌های بی‌جهتی که برخی از شهروندان به دلایلی نامعلوم با خط 125 می‌گیرند، اغراق نیست اگر گفته شود خطرناکترین بازی است که یک شهروند می‌تواند برای نابودی جان و مال عده‌ای دیگر به راه بیندازد و این مساله زمانی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانیم این مزاحمت‌های تلفنی آمار بالایی دارد!

996 مورد مزاحمت تلفنی در روز

مدیرعامل سازمان آتش نشانی کرمان در این باره به ایسنا می‌گوید: در طول شبانه روز، از هزار تماسی که با خط 125 گرفته می‌شود، چهار مورد بیشتر واقعیت ندارد!

محمد حسین مومنی می‌افزاید: این مزاحمت‌ها باعث به خطر افتادن جان و مال انسان‌های دیگر می‌شود.

وی اظهار می‌کند: ما مجبوریم بلافاصله پس از اعلام خبر وقوع یک حادثه، ماموران خود را به محل مورد نظر بفرستیم، تشخیص این هم که آیا مورد گزارش شده صحت دارد یا خیر، امکان‌پذیر نیست.

مومنی ادامه می‌دهد: البته اپراتور از طریق شنیدن صداهایی که از پشت خط می‌شنود ممکن است بتواند حدس‌هایی بزند اما تکیه بر این حدس و گمان‌ها هم ریسک بالایی دارد و اصلا نمی‌توان به عنوان یک دلیل متقن، مبنی بر عدم یا وقوع یک حادثه به آن استناد کرد.

وی می‌گوید: در این شرایط طبیعی است که هیچ چاره‌ای جز اعزام نیروها به محل حادثه وجود ندارد.

خط 125 را اشغال نکنید

مومنی با بیان اینکه بسیاری از این تماس‌ها، تنها یک مزاحمت تلفنی بوده، اظهار می‌کند: حال تصور کنید وقتی نیروهای ما به این محل اعزام شده، ناگهان در نقطه دیگری از شهر، یک حادثه واقعی رخ داده بدهد.

مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی کرمان تصریح می‌کند: چنین اقدامی، عملیات امداد و نجات را دچار اختلال می‌کند هر چند که خوشبختانه تاکنون مورد جدی در این زمینه نداشته‌ایم.

وی از مردم تقاضا می‌کند از گرفتن تماس‌های بی جهت با خط 125 خودداری کنند تا بتوان در صورت بروز حادثه‌ واقعی، از به خطر افتادن جان و مال عده‌ای دیگر جلوگیری کرد.

مومنی زمان حضور ماموران امداد و نجات آتش‌نشانی کرمان به محل حادثه را هم پنج تا هفت دقیقه عنوان و خاطرنشان می‌کند: این زمان به استاندراد جهانی که سه تا پنج دقیقه بوده، نزدیک است.

نجات 222 نفر مصدوم توسط آتش نشانی

وی همچنین از نجات 222 نفر مصدوم در حوادث امداد و نجات طی شش ماهه ابتدایی امسال خبر می‌دهد و می‌گوید: همچنین در این مدت، 79 مجروح و 12 مورد فوتی در کرمان داشتیم.

مومنی بیشترین آمار مربوط به حوادث را نیز در شش ماهه ابتدای امسال مربوط به آتش سوزی منازل مسکونی اعلام و اظهار می‌کند: از مجموع 52 مورد آتش سوزی در منازل، بیشتر این حوادث با 33 مورد به دلیل بی‌احتیاطی است.

مدیرعامل سازمان آتش نشانی کرمان همچنین بیان می‌کند: در حوادث شش ماهه ابتدای امسال، 23 مجروح و دو مورد فوتی داشتیم.





نوع مطلب : اخبار استان، 
برچسب ها : آمار بالای، مزاحمت، تلفنی، آتش‌نشانی، کرمان،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه نهم آبانماه سال 1391

رییس پلیس راه کهگیلویه وبویراحمد از وا‍‍ژگونی یک دستگاه اتوبوس صبح امروز هشتم آبان در جاده "یاسوج-اصفهان" خبر داد و گفت: این حادثه پنج کشته و پنج مجروح بر جای گذاشت.

سرهنگ منوچهر سیاهپور در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه کهگیلویه و بویراحمد افزود: در ساعت پنج صبح بامداد امروز دوشنبه، هشتم آبان ماه ماموران انتظامی پس از اطلاع از وقوع یک مورد سانحه رانندگی در کیلومتر 50 شهر یاسوج، بلافاصله در محل وقوع حادثه حاضر شدند.

وی اظهار کرد: در بررسی ماموران پلیس راه مشخص شد یک دستگاه اتوبوس مسافربری که از استان هرمزگان به سمت اصفهان در حرکت بود، در نزدیکی روستای"باگ" از توابع شهرستان دنا واژگون شد که در این حادثه پنج نفر از مسافران بر اثر شدت جراحات وارده در دم جان باختند.

رییس پلیس راه کهگیلویه وبویراحمد تصریح کرد: همچنین در این حادثه تعدادی از مسافران مصدوم به صورت سرپایی و تعدادی دیگر جهت مداوا به بیمارستان شهید بهشتی شهر یاسوج منتقل شدند.

سرهنگ سیاهپور اضافه کرد: طبق بررسی‌های کارشناسان پلیس راه علت وقوع این حادثه عدم توانایی راننده اتوبوس در کنترل وسیله نقلیه ناشی از تخطی از سرعت مطمئنه در پیچ و جاده لغزنده بوده است.





نوع مطلب : اخبار استان، 
برچسب ها : تخطی، سرعت، مطمئنه، راننده، اتوبوس، تصادف، محور، یاسوج، اصفهان،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه نهم آبانماه سال 1391





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی