تبلیغات
بی بی سی نیوز - مطالب هفته چهارم شهریور 1391
بی بی سی نیوز
پایگاه خبری بی بی سی نیوز خراسان
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ در13/10/2011 طراحی شده است
پایگاه خبری بی بی سی نیوز با افتخار اعلام میکند ما شعارمان اخباری متفاوت است.
برای دیدن اخبار فقط یک کلیک فاصله است.بی بی سی نیوز احوالی خوش برایتان ارزو مند است.سیت از واشنگتن اپدیت میشود.
با تشکر
سجاد رضایی

مدیر وبلاگ :سجاد رضایی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
از این وبلاگ راضی هستید؟؟




سالگرد تولد بی بی سی نیوز و قرعه كشی بزرگ بی بی سی نیوز به مناسبت سالگرد بی بی سی نیوز

با سلام به وبگردان و مشتریان بی بی سی نیوز:

در مهر ماه سالگرد افتتاحیه ی بی بی سی نیوزمیباشد!!
ایا میدانستید؟
بی بی سی نیوز اخر این ماه به سه نفر هدیه ای نفیس میدهد.
1 دستگاه 207I
1 دستگاه ماشین لباسشویی اسنوا 2013
1 دستگاه گوشی GALE-XI
برای ثبت نام فقط بر روی همین خبر قسمت نظرات اسم و فامیل و ایمیل و شهر و شماره تلفن همراه خود را وارد نمایید.
تذكر: رادیال ارسال پیام خصوصی باید تیك داشته باشد و الا بی بی سی نیوز هیچ ضمانتی درباره اطلاعات فردی شما نخواهد بود




نوع مطلب : اخبار سایت، 
برچسب ها : سالگرد تولد بی بی سی نیوز، قرعه كشی بزرگ بی بی سی نیوز، به مناسبت، سالگرد، بی بی سی نیوز،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391

فناوری اطلاعات و ارتباطات - ایسنا نوشت:

رضا تقی‌پور در پاسخ به این سوال كه در حال حاضر میزان امنیت كشور در مقابل حملات سایبری چگونه است؟ توضیح داد: شاید یكی از محورهای عقب‌ماندگی ما در برنامه‌های گذشته همین بحث امنیت بوده باشد كه به هر دلیل به تناسب توسعه كاربردها مورد توجه جدی قرار نگرفته بود. وی ادامه داد: ما در سال‌های اول دولت نهم از این منظر بسیار آسیب‌پذیر و شكننده بودیم اما امروز خوشبختانه با برنامه‌های پیش‌بینی شده و بر اساس آنچه در سند راهبردی افتا مورد توجه قرار گرفته، با وجود تشدید حملات چه از نظر تنوع و چه از نظر حجم، جایگاه مناسبی در زمینه مقابله پیدا كرده‌ایم. وزیر ICT همچنین عنوان كرد: اگرچه روند گسترش حملات سایبری امری جهانی محسوب می‌شود اما در كشور ما با توجه به شرایط خاص ایران در مقاطع مختلف، استكبار جهانی سعی می‌كند در كنار سایر مشكلات و محدودیت‌ها در حوزه‌های مختلف در حوزه فضای سایبر هم بتواند آسیب‌هایی را متوجه كشور كرده و بهره‌برداری‌های خاص خود را از این منظر داشته باشد. به همین دلیل ما همواره مراقب بوده‌ایم كه از این منظر آسیبی متوجه كشور نشود.

 

مهار صدها یا هزاران حمله روزانه

تقی‌پور در عین حال به حملات متعددی كه طی این سال‌ها نسبت به ایران صورت گرفته اشاره كرد و گفت: خوشبختانه كشور در تمام این موارد سربلند از مبارزات بیرون آمده است كه در این مسیر توانمندی‌های داخلی ما هم به مراتب ارتقاء یافته و دانشمندان هم رشد چشمگیری پیدا كرده‌اند و در نهایت ما در این زمینه چنان پیش رفته‌ایم كه امروز خود این كشورها مدعی آن شده‌اند كه ایران از نظر توان امنیتی در رده ششم دنیا قرار دارد. وزیر ICT ادامه داد: البته ما در ابعاد امنیتی علاقه‌ای نداریم كه چنین موضوعاتی را اعلام كنیم چرا كه اعتقاد ما بر این است كه توان جمهوری اسلامی به مراتب بالاتر از این حرف‌ها است. امروز SOCها یا مراكز عملیات امنیتی در كشور به صورت گسترده در لایه‌های مختلف ایجاد شده‌اند و از لایه‌های زیرساخت و دروازه‌های اصلی كشور گرفته تا لایه‌های میانی و دسترسی را در برگرفته‌اند. او ادامه داد: همچنین در بحث ISMS یا ایجاد مراكز امنیتی از اواخر سال 89 بر اساس مصوبه دولت فاز اول ممیزی تمام دستگاه‌های كشور آغاز شده است و بررسی‌های مختلف انجام می گیرد تا صلاحیت امنیتی دستگاه‌های مختلف از دولتی گرفته تا غیردولتی تایید شود و درنهایت بتوانیم ببینیم آمادگی‌های موجود در چه اندازه است و نقاط ضعف احتمالی بركنار شود.

وزیر ICT در ادامه صحبت‌های خود با تاكید بر اینكه خوشبختانه در حال حاضر بحث توجه به مسایل امنیتی در حوزه فاوا به دغدغه همگانی تبدیل شده درباره تعداد حملاتی كه روزانه صورت می‌گیرد توضیح داد: شاید این آمارها كمی متفاوت باشد اما آنچه در دیواره آتش درگاه‌های ورودی كشور هر روزه مهار می‌شود، شاید عددی در حد چند صد و یا چند هزار باشد كه البته این حملات انواع مختلفی را دارند و برخی از آن‌ها با هدف آزار و اذیت و برخی هم با اهدافی مشابه آنچه در رسانه‌ها منعكس می‌شوند صورت می‌گیرند.وی در عین حال یادآور شد: درصد كمی از بدافزارها از طریق شبكه وارد كشور می‌شوند و به طور عمده ویروس‌ها و بدافزارها از طریق ابزارآلات دستی از قبیل فلش مموری‌ها و سی‌دی‌ها و وسایلی از این دست منتقل می‌شوند و شاید بیشتر آن‌ها از چشم دیوار آتش شبكه‌های دولت به دور بوده باشند.

 

امنیت عاریه‌ای پاسخگو نیست

تقی‌پور ادامه داد: خوشبختانه با تلاش متخصصان كشور در بخش‌های خصوصی و دولتی امروز توان داخلی كشور رشد بسیار خوبی داشته و در زمینه بومی سازی امنیت پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌ایم. وی با تاكید بر این كه امنیت عاریه‌ای و وارداتی خیلی جوابگو نخواهد بود افزود: طی سال‌های اخیر تلاش بسیاری صورت گرفته و برای دستیابی به دانش بومی در این بخش تعداد شركت‌های دانش‌بنیان 17 یا 18 برابر رشد كرده است. تقی‌پور همچنین یادآور شد: امروز در بحث مبارزه با حملات در بحث دیوار آتش تقریبا به طور كامل به خودكفایی رسیده‌ایم و تمام ابزارهای امنیتی این بخش در داخل كشور تولید می‌شوند. وی در پایان افزود: در بحث استفاده از بدافزارها هم باید به این نكته اشاره كرد كه اساسا نوع بدافزارها طی سال‌های گذشته تغییر كرده و با وجودی كه پیش از این هدف بدافزارها آزار و اذیت و برخی مسایل اقتصادی بود، این روزها ویروس‌ها و بدافزارها از سوی برخی كشورهای خاص و با اهداف دولتی گسیل می‌شوند.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : وزیر ارتباطات، ایران، مقابله، حملات، سایبری، رتبه، ششم، دنیا،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391

آیت الله سبحانی: گرانی در جامعه غوغا می‌کند/ ترس آن می‌رود که بدحجابی‌ها به بی‌حجابی تبدیل شود

احزاب و شخصیت‌ها - یکی از مراجع عظام تقلید گفت: رئیس جمهور آینده با انبوهی از مشکلات از جمله بیکاری، گرانی و مفاسد اخلاقی در جامعه روبه رو است که امیدواریم بتواند در اداره کشور موفق باشد.

آیت الله العظمی جعفر سبحانی در دیدار فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه گرانی در جامعه غوغا می‌کند افزود: عده زیادی از مردم به ما مراجعه و عنوان می‌کنند که با وجود پرداخت یارانه‌ها اما هزینه‌های زندگی و گرانی بیش از این میزان است و مسئولان باید فکری به حال اوضاع اقتصادی کشور بکنند.
گزیده سخنان این مرجع تقلید به نقل از مهر از این قرار است:
·         آمار طلاق در کشور بخصوص در تهران بالا است. این مسئله در آمریکا بیشتر است و در واقع در هر کشوری که روابط زن و مرد زیاد باشد، طلاق نیز بیشتر خواهد شد. معاشرت‌های خلاف شرع زن و مرد سبب می‌شود که افراد نسبت به همسر خود کم علاقه شوند و این امر بتدریج منجر به طلاق می‌شود.
·         امروز بی‌حجابی در کشور افزایش یافته است. ترس آن می‌رود که این بدحجابی‌ها به بی‌حجابی تبدیل شود که جا دارد مجلس در این خصوص قانونی وضع کند.
·          در زمان آیت الله بروجردی برای نصب و عزل مسئولان قم از ایشان اجازه می‌گرفتند اما در خصوص تغییر استاندار قم شاهد بودیم که امام جمعه قم در خطبه‌ها از دولت خواست تا از این تصمیم صرف نظر کند اما اثری نداشت. حجت الاسلام موسی‌پور واقعا به قم خدمت کرد و تلاش شبانه روزی داشت. وی بسیاری از پروژه‌هایی که در قم نیمه کاره‌‌ رها شده بود را دنبال کرد و انسانی متواضع بود. نمایندگان باید از وزیر کشور سئوال می‌کردند که این تغییر به چه دلیلی بوده است آیا کم کاری در ایشان وجود داشت یا مسائل دیگری مطرح بود.
·          ورود زود هنگام به تبلیغات ریاست جمهوری موجب بهم ریختگی افکار عمومی خواهد شد و مسئولان و وزارتخانه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این امر به صلاح کشور و مردم نیست و مسائل انتخاباتی باید در دو یا سه ماه مانده به انتخابات مطرح شود.
·         مسائل اخلاقی در جامعه وضعیت خوبی ندارد. هم اکنون استفتاء‌هایی که از مردم برای ما آورده می‌شود بیشتر در خصوص قتل، طلاق و نزاع‌های ملکی است و کمتر مسائل شرعی مورد سئوال قرار می‌گیرد. این امر به نوعی حاکی از افت اخلاق در جامعه است که در این زمینه مجلس باید ورود کند و علاج آن را تسهیل کند.
·         اختلاط دختر و پسر در دانشگاه‌ها موجب فساد خواهد شد. مجلس باید از وزیر علوم در خصوص تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها حمایت کند.





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : آیت الله سبحانی، گرانی، جامعه، غوغا، ترس، بدحجابی‌، بی‌حجابی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391
جام جم آنلاین: اینجا کوچه دخانیات حلبچه است و در بهار آن، درخت زندگی بدون اینکه قطره‌ای خون از دماغ کسی بریزد، ریشه‌‌ کن شده است و تیرخلاص با بمباران شیمیایی، پیکر صدها تن را نشانه‌ گرفته است.

رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور گسترده از گلوله‌های شیمیایی در عملیات‌های مختلف استفاده کرد و مردم نظامی و غیرنظامی را در شهرهای مختلف مرزی ناجوانمردانه آماج حملات وحشیانه خود کرد. حلبچه نقطه ثقل اصابت‌ بمب‌های شیمیایی ارتش عراق در حملات شیمیایی بود که حاصل آن مرگ صدها کودک، نوجوان، پیرمرد و پیرزن آن دیار بود. مجموعه «سفر به حلبچه» مروری است بر خاطرات حملات رژیم بعث عراق به این شهر است که در زیر یکی از خاطرات آن بازگو می‌شود:

امتداد دیوارهای بلوکی خیابان، با رسیدن به یک سه‌راهی به بیابان می‌رسد. کف زمین با لایه نازکی از پودر سفید فرش شده. مثل این است که روی زمین آهک پاشیده باشند. محله بوی مخصوصی می‌دهد، بویی که آرشیو ذهن شبیهی برای آن نمی‌یابد. نگاه‌مان برای یافتن موقعیت آن محل، به سمت راست متمایل می‌گردد. ناگهان تمامی حواس، در پشت صحنه دلخراشی زندانی می‌شود، صحنه پیکر دختری که رو به صورت روی زمین افتاده است. چشم‌های مبهوت، جسد دخترک را می‌نگرد. بی‌اختیار فریادم بلند می‌شود:

ـ سعید، سعید...

مقابل دهان و دماغ او، یک وجب کف جمع شده و پای چپش به طرز غیرطبیعی خم شده است. همین خمیدگی تکان محسوسی را به موازات ضربان قلب به پای دخترک می‌داد. حدسی مبهم، خط نگاه را، روی قفسه سینه او می‌کشاند. با اینکه حواس هنوز اسیر این صحنه است، ناباورانه فریاد دوم بلند می‌شود:

ـ نفس می‌کشد، زنده است...

بچه‌ها رسیده‌اند. چشم‌ها، با رسیدن آنها از پشت میله‌های این صحنه آزاد می‌شود. با فاصله 10 متر، هیکل کوچک پسربچه‌ای، قدم‌ها را به سوی خود می‌خواند. باز هم فریادی از روی اضطراب:

ـ این هم زنده است...

ظاهر پسربچه با خواهر احتمالی او فرقی ندارد. سفیدی چشم‌ها به رنگ خون درآمده و سیاهی هر دو چشم به یک سو متوجه است. بی‌اختیار نقطه‌ای موهوم را تماشا می‌کند. نفسش تنگ تنگ است. آب بینی و دهان بیشتر صورت او را پوشانده است. سینه خرخر عجیبی دارد. احمد سعی می‌کند دخترک را به هوش بیاورد. پسربچه را که بغل می‌کنیم، انگار تمام استخوان‌هایش شکسته است.

همگی با حالتی پریشان که هاله‌ای از وحشت را به خود پیچیده، آن دو را به کناری می‌کشیم. با فریاد یکی از همراهان، همه نگاه‌ها به سمت چپ آن سه راه لعنتی برمی‌گردد:

ـ اینجا، اینجا...

خدایا اینجا دیگر کجاست؟ با دهانی باز، خود را در مقابل یک گورستان رو باز می‌بینیم. با اینکه موقعیت محل کاملاً معلوم است، ولی همگی خود را گم کرده‌ایم. یک آن به نظر رسید که هیچ فرقی با آنها نداریم، انگار ما هم ایستاده مرده‌ایم. خشک‌مان زده است.

اجساد کودکان، زنان و مردان در خطوط موازی و مورب، تا انتهای کوچه ادامه می‌یافت. تماشای این همه مرده، برای ما که اجساد را از روی سنگ قبر زیارت کرده‌ایم، صحنه غیرقابل قبولی است. ای کاش فقط جگر را می‌خراشید، تمام احشا و امعای بدنمان را در چنگ خود گرفتار کرده است. انجماد سلسله اعصاب، که همگی را چون چوب، بر سر جایمان خشک کرده بود، با صدای یک خودرو که از اول کوچه دخانیات به این سو حرکت می‌کرد، رفته رفته باز شد.

یکی از بچه‌ها برای یافتن کمک به سر کوچه رفته بود و اکنون با یک ایفای غنیمتی که برای آوردن مهمات به عقب برمی‌گشت، کنار آن دو خواهر و برادر احتمالی ایستاده است. در حالی که در اغمای کامل به سر می‌برند، روی دو تشک، به پشت ایفا منتقل می‌شوند.

حواس‌های فراری، حالا کم‌کم جلد آشیانه‌هایشان شده‌اند. به خود آمده‌ایم، ولی پرچم سیاه عزا از دل‌هایمان بالا رفته است. با اینکه اشک را به یاری دل‌های عزادارمان می‌خوانیم، ولی انگار نه انگار. با همین احوال از کنار اجساد می‌گذریم.

مردی جوان به همراه یک بقچه بزرگ سفید رنگ، زنی در کنار یک چمدان باز، دو مرد، کودکی شیرخوار در آغوش مرد میانسال در کنار آستانه در، دخترکی پنج ـ شش ساله با یک نوزاد در آغوش یکدیگر، کودکی که کمرش توسط نبشی در ورودی تا شده، یک مادر با پنج کودک در مقابل در خروجی...

لحظه‌ای می‌ایستیم. حالا تصویر اجساد از کنار ما می‌گذرند.

یک پیرزن مثل عصای قدیمی‌اش، یک وانت‌بار پر از جنازه، صدای خرخر از وسط جنازه‌ها، راننده پشت فرمان مثل مومیایی‌ها است. صدایی مبهم از داخل خانه‌ها، صدای ناله، صدای شیون، دمپایی کوچک در کنار جسدی کوچک، دهانی نیمه‌باز با چشم‌های بسته...

در اینجا درخت زندگی، با کشتار این همه انسان، آن هم در بهار حلبچه ریشه ‌کن شده است. در اینجا، شعار «مرگ بر زندگی» بدون اینکه قطره‌ای خون از دماغ کسی بریزد ـ تحقق یافته است. در اینجا جای خالی زندگی، با تظاهرات مرگ، پر شده است. در اینجا تیز خلاص، با بمباران شیمیایی این چنین بر پیکر صدها تن از اهالی حلبچه نشسته است.

یک ساعت پیش، وقتی که هواپیما روی شهر شیرجه کرد، هیچکس فکر نمی‌کرد آن ابر سفیدی که خیلی زود فرو نشست، عوامل شیمیایی برای کشتن اهالی این کوچه باشد. تصور حالات این کودکان و نوزادان به هنگام وقوع بمباران، مرثیه‌ای است که ذکر مصیبت آن از منبر این قلم غیرممکن است.

صدها، بچه‌ها را به داخل خانه‌ها می‌کشاند. قبل از آن، افراد نیمه‌جان که از لابلای جنازه‌ها بیرون کشیده شده‌اند، شانس خود را برای زنده ماندن امتحان می‌کنند. به محض رسیدن آمبولانس، افراد نیمه‌جان به پشت آمبولانس منتقل شدند.

بعد از این همه کشته، سعید داخل زیرزمین یک خانه، خانواده‌ای سالم را کشف می‌کند.





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : یک، وانت‌، جنازه، دفاع مقدس،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391
در جنوب چین رخ داد
قتل 3 كودك با تبر
یك مرد به ظاهر روانی مسلح به تبر در جنوب چین سه كودك را كشت و 13 كودك را مجروح كرد.

به گزارش روز جمعه جام جم آنلاین به نقل از خبرگزاری فرانسه، پلیس شهر پینان در استان گوانگشی اعلام كرد: امروز بعدازظهر یك مرد مسلح به تبر وارد یك محل نگهداری كودكان هنگام استراحت نیمروزی شد و با ضربات تبر سه كودك را بقتل رساند و 13 كودك دیگر را به شدت مجروح كرد.

خبرگزاری شینهوا به نقل از مقامات محلی گزارش داد: پلیس پینیان مرد مهاجم را پس از ارتكاب این جنایت دستگیر كرده است. همچنین كودكان مجروح به بیمارستان منتقل شده اند.

مقامات فقط نام  خانوادگی این مرد به نام "لین" را افشا كرده و جزییات دیگری از این حادثه اعلام نشده است. در برخی گزارش های دیگر نام این مرد " وو" اعلام شده است.

به گفته پلیس پینان، دلایل این عمل جنون آمیز مرد مهاجم در حال بررسی است.

از ابتدای سال 2010 تعداد این قبیل حملات در چین رو به افزایش نهاده است.  در یك رشته حملات افراد روانی و مسلح به دبستان ها، مهدكودك ها، خانه های سالمندان و حتی در خیابان ها دهها نفر كشه و دهها نفر دیگر مجروح شده اند.

اغلب این حملات كه توسط افراد روانی انجام شده لزوم توجه بیشتر مقامات بهداشتی به سلامت روانی افراد را می طلبد. درعین حال، برخی دیگر از این گونه حملات توسط افراد بیكار صورت گرفته كه نشاندهنده افزایش استرس و اضطراب در جامعه چین است.





نوع مطلب : حوادث، 
برچسب ها : قتل 3، كودك، تبر،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391
به مناسبت آغاز سال تحصیلی
بر گردنم انداختم بابا پلاکت را تا اشک را خواندم نوشتم مشق امشب درد رنگ تمام سیب‌های دفتر من زرد

تکرار شد یک بار دیگر آب بابا،‌ آب

اما مدادم سرد دستم سرد تر از سرد

درس نخستم را نوشتم آب، جا خالی

عکس تو را نشناختم زیرش نوشتم مرد

هی زیر و رو کردم تمام خاطراتم را

نه هیچ تصویری تو را یادم نمی‌آورد

آن مرد در باران نیامد هرچه باران زد

هرچند این دفتر پر ست از واژه‌ی برگرد

بر گردنم انداختم بابا پلاکت را

نامی که مانده بر پلاکت دل‌خوشم می‌کرد

آموزگارم داد زد، گفتم بگو بابا!

نام بزرگت بر زبانم بود گفتم مرد





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : بر گردنم، انداختم، بابا، پلاک،
لینک های مرتبط :
          
جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1391


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی